حسرت یک دیدار... سالهاست اومدم قم.همیشه انگار ی گمشده داشتم ک دنبالش بودم.ی استاد.ی کاربلد، کسی ک بگه چیکارکن،چی بخون،چجوری بخون تا بیشتر ب درد اسلام وانقلاب بخوری.. اما دریغ..هرچی زمان میگذشت بیشتر ناامیدمیشدم.. البته اصل کوتاهی ازخودم بوده ک تو حوزه علمیه به این عظمت استاد وراهنمای خوبی پیدانکردم ولی نخبه های بصیر ودشمن شناسشو ب امثال بنده نشناسونه.. خیلی مستاصل ودرمانده بودم. تا اینکه با یه مجموعه رسانه ای حوزوی آشنا شدم ومطالب وکاراشون خیلی بهم چسبید... انگار ب طوری ک خودم هم متوجه نبودم داشتم سمت همون کسی میرفتم ک سالها درپی اش بودم،تشنه اش بودم.. اما.. اماشاید باورتون نشه ولی دقیقا روز عیدقربان با یکی ازاساتید مجموعه درد دل کردم اماایشون گفت کسی ک سالها دنبالش بودی دیشب رفت.. هنوزدارم حسرت میخورم.شایداگریک روز زودتر عمل میکردم.. بی انصاف! چرا نماندی تا حداقل یکبارهم ک شده کسی سلامم را علیک گفته باشد😢.. حسرت یک دیدار.. @farajnezhad110