‍ 💭 خاصّه و عامّه از ابى حبيب نباجى روايت كرده‏‌اند كه گفت: صلى‏‌الله‏‌عليه‏‌و‏آله‏‌وسلم را در خواب ديدم كه به نباج آمده و در مسجدى كه حاجيان منزل مى‏‌كنند وارد شده است. 🧆 براى زيارت آن حضرت به مسجد رفتم و ديدم طبقى از خرماى صيحانى مقابل آن حضرت است؛ قبضه‏‌اى از آن خرما را به من داد، شمردم هجده دانه بود. ⏳ از خواب بيدار شدم و خواب را تعبير كردم كه به عدد هر دانه خرمايى كه به من داد يک سال عمر مى‏‌كنم. 📢 بيست روز از اين خواب گذشت؛ در زمينى به زراعت مشغول بودم كه كسى به من خبر داد عليه‏‌السلام وارد اين سرزمين شده و در مسجد است و مردم شتابان به جانب مسجد مى‏‌روند. ❇️ من هم رفتم؛ تا وارد مسجد شدم و ديدم در همان جايى كه پيغمبر نشسته بود نشسته و مقابلش طبق خرماى صيحانى است. ✋🏼 سلام كردم، جواب سلام مرا داد. آنگاه مرا نزد خود خواند و يک قبضه از آن خرما را به من داد؛ شمردم ديدم به همان عدد است كه در خواب، رسول‏ خدا صلى‏‌الله‏‌عليه‏‌و‏آله‏‌وسلم به من داده بود. گفتم : يابن رسول الله! زيادتر از اين خرما به من بده. ☝️🏻 فرمود: اگر رسول‏ خدا پيش از اين به تو مى‏‌داد، من هم زيادتر از اين عدد مى‏‌دادم.¹ 📌 ۱. عيون أخبار الرضا عليه‏‌السلام، ج۲، ص۲۱۰، باب۴۷، حديث۱۵. 📚 به نقل از کتاب «به یاد بضعه‌ی خاتم انبیاء»، آیت الله العظمی وحید خراسانی ◻️ علیه‌السلام ☑️ @Fatemyeh_ValiAsr