🔸 بانیان و مسببان این حالتِ «الاضطرار بالاختیار» باید به‌صورت روشن توضیح دهند. نه از باب محاکمه و دادرسی لزوما (که در مواردی واجب است)، بلکه حداقل از باب تبیین و توضیح نیروها و مناسبات تولید و توزیع و اقتصاد سیاسی مسلط بر ایران امروز، صورتی از زندگی را شکل داده که با جهاد به‌معنای «نوعی زندگی‌کردن» سازگاری کمی دارد. 🔹 آموزش و پرورش (چه مدرسه‌ای چه آکادمیک) از همیشه، محافظه‌کارتر و نمایشی‌تر شده است. از همه مهم‌تر، علم در ایران، در افول و رخوت است. نهاد علم، موجودی زنده است، قبض و بسط، تپش و سکته و قدرت و ضعف دارد. بنیاد وضع کنونی زندگی در ایران به علم بازمی‌گردد. 🔸چگونه تماشاچی صرف نباشیم؟ به‌سادگی نمی‌توان از این وضع رها شد. علم در سیاست، به‌زبان سیاست ترجمه می‌شود. اینکه عموم مردم از ایده‌ی مستتر در پیام قطعنامه (امام خمینی، مرداد 1366)، به‌ دو دسته 1 بی‌تفاوت و 2 تماشاچیِ نگران تبدیل شده‌اند، یک‌باره رخ نداده، یک‌باره هم متحول نمی‌شود: 🔹 «آنها که تصور می‌کنند مبارزه در راه‏‎ ‎‏استقلال و آزادی مستضعفان جهان با سرمایه‌داری و رفاه‌طلبی منافات ندارد‏‎ ،‎‏با الفبای مبارزه بیگانه‌اند. ‏بحث دنیاخواهی و آخرت‌جویی دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی‌شوند... جنگ ما جغرافیا و مرز نمی‌شناسد» جمهوری اسلامی بسیار جوان است و تازه، قدم در راهی گذاشته که بسیاری ملت‌ها در رویا هم ندیده‌اند. هنوز دیر نشده است. ➕برای مطالعه کامل این گفتگو اینجا کلیک کنید 📮فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی؛ 📲وب | ایتا | تلگرام | اینستاگرام|تویتر