📜 ♦️نقدی بر 🔹آیا حرف هافمن برایتان قابل فهم یا قابل قبول است که بنیاد واقعیت، درک حسی (آگاهی) ماست تا زمان - مکان و اشیاء؟ 🔹او تصویر متفاوتی از «ناخودآگاه» می‌دهد، نه به عنوان «آنچه آگاه نیست» در ما، بلکه به عنوان سلسه مراتب آگاهی که آنچه ما از آن آگاهیم نوک این سلسله مراتب است. 🔹بحث‌های او مرا به یاد نیچه می‌اندازد که «حقیقتِ» واقعیت خود خطایی بیش نیست که برای بقا ضروری است. 🔹توجه کنید که «بقا» و «تکامل» به عنوان «بازپرداخت تناسب برای بقا» fitness payoffs انگیزه، موتور و اهرم تئوریک اصلی بحث هافمن است. 🔹هایدگر درباره حرف‌های او چه خواهد گفت؟ قرآن و اینکه «با ارزش‌ترین شما نزد خداوند متقی‌ترین شماست» چه خواهد گفت؟ 🔹تمام بحث‌های آقای هافمن و همه اندیشه‌های متفکران و دانشمندان شاید اینگونه تفسیر شود که همه ابزاری یا آذینی برای «بقا» هستند. 🔹اما اگر ما از طریق فلسفه و علم می‌خواهیم «ادراک» بشری را بفهمیم انگیزه اصلی، نه صرفأ بقا، بلکه اینست ما از خویش دائماً می‌پرسیم: واقعیت چیست؟ اما چرا واقعیت برای ما مهم است؟ 🔹آقای هافمن می‌گوید تنها برای بقا. اما اگر بنا بر تئوری ایشان نه تنها ندانستن واقعیت، بلکه تحریف آن شرط بقاست، پس باید به این تلاش مذبوحانه یکبار برای همیشه پایان دهیم و درب تحقیق درباره واقعیت ادراک و جهان را ببندیم. اما می‌توانیم؟ 🔹انسان بودنش برایش یک مسئله است و حتی اگر هیچ مشکلی برای بقا نداشته باشد، احساس ناآرامی می‌کند و بودنش برایش یک مسئله باقی می‌ماند. 🔹این مفهوم «آواره یا بی‌خانمان بودن» بشری است، که هایدگر و عرفا از آن صحبت می‌کنند. ✍️نویسنده: دکتر اسدالله رحمان‌زاده 🔻برای مطالعه بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید: 🌐 http://fekrat.net/?p=1251 📌کانال فکرت: 🆔 @fekrat_net