🕊:حکایت معراج شهدا شنیدن دارد...
ماجرای دعوت مادر برای حضور در معراج شهدا از سوی فائزه خود حکایتی شنیدنی دارد. مادر میگوید: فائزه هر دو هفته یک بار به معراج شهدا میرفت و مرا هم دعوت میکرد و میگفت: شما هم بیا معراج شهدا. همکلاسیها و دوستانم همراه مادرانشان به معراج شهدا میآیند، شما هم بیا. من میگفتم: نه فائزه جان من نمیتوانم، اگر بیایم اعصابم به هم میریزد، تاب دیدن پیکر شهدا را در معراج ندارم، اما خیلی طول نکشید که با پای خودم به معراج رفتم، ولی دیگر فائزه نبود. او با شهادتش من را به معراج شهدا برد. با خودم فکر میکردم حالا فائزه میگوید: آنقدر به شما گفتم بیا و نیامدی، حالا با شهادتم تو را به اینجا کشاندم. فائزه هر زمان برنامهای در معراج بود میرفت و در برنامهها شرکت میکرد. گاهی برای خواندن زیارت عاشورا و زیارت شهدای گمنام خودش را به معراج شهدا میرساند.
گاهی هم ماهانه همراه با دیگر دوستانش پولی جمع میکردند و رنگ و قلم تهیه میکردند و برای پررنگکردن نوشتههای روی سنگ مزارشهدا به بهشت زهرا میرفتند.
📜|نقل از مادر شهیده
#شهیده_فائزه_رحیمی
#شهیده_دانشجومعلم
⤹ 𝒇𝒆𝒓𝒆𝒔𝒉𝒕𝒆𝒈𝒂𝒏_𝒕𝒆𝒉𝒓𝒂𝒏♡