#زمینه
#شب_نهم
#سعیده_کرمانی
#سعید_حمیدیان_فر
بند اول
تو تشنهای و برای چشمم
دردی شده آب دیدن من
دستی که به آب خورده باشد
بهتر که بیفتد از تن من
فدای چشمت چشم من گر درمیان خون نشست
فدای آه مادرت گر دستم از بازو شکست
من آمدم اصلا
دور تو بگردم
دست و سر و جانم را
قربان تو کردم
بند دوم
تنها به تو میکنم توسل
من هیچ ز دیگران نخواهم
وقتی تو پناه عالمینی
از غیر تو من امان نخواهم
پناه جانم در امانم در لوای پرچمت
همه توانِ بازوانِ من فدای پرچمت
من سر بنهم بر
آغوش برادر
سر بر چه گذاری تو
در لحظه ی آخر
بند سوم
جان از تن زخمیام گرفته
این غم که نشسته در صدایت
دشمن چقدر دلیر گشته
برگرد به سمت خیمههایت
عمود و تیر و نیزهها را من به جانم میخرم
صدای پای دشمنت را نشنود گوش حرم
من دلنگرانم
میسوزم از این تب
گردی ننشیند کاش
بر چادر زینب
#حضرت_عباس
#شب_نهم_محرم