‌. حجم روضه بالاست شاید فقط . برگردنتون می‌گذارم قولی رو که مراقب باشید حقش ادا شود . ✍ سبک از محمد اسداللهی 🎼 بین قتلگاه ، به پَرِت می زد با تهِ خنجر به ، پیکرت می زد تو رو پیش چشمِ ، مادرت می زد طعنه به اشکای ، خواهرت می زد تو بی تاب و پیش چشمت رو زمین ، می ریخت آب و همه دیدن به لب تشنه ی تو ، می خندیدن چه بد حالی بمیرم که غرق خون ، تو گودالی شدم مضطر برا غارتت هجوم ، آوُرد لشکر بین قتلگاه ، غرورت شکست پیش چشم زینب ، رو تنت نشست با یه نیزه راهِ ، نَفَست رو بست خواهرت هی می زد ، دست به روی دست عمیق زدن زن و بَچَت توی خیمه جیغ زدن جفا کردن زنده زنده سرت و جدا کردن کجا بُردن سرتُو به روی نیزه ها بُردن دلم پُر غم زینبِ تو موندُ و خِیلِ نامَحرم بین قتلگاه ، همه دشمنت بمیرم برات که بد ، جوری کشتنت یهو ریختن واسه ، غارت تنت یکی بُرد عمامه ، یکی پیرهنت چه بد می زد به تن زخمیِ تو ، لگد زدن دل و سوزوند سرتُ و بُردن ولی ، تنت جاموند چرا کشتن هستیِ زینب و نا روا کشتن چه ها کردن منو از تو آخرش ، جدا کردن __ بین قتلگاه ، شدی زیر رو وصیت کردی با ، خس خس گلو پنجه تو موهات زد ، شمر بی وضو بدنت سرتاسر ، زخمه مو به مو عمود افتاد خیمه هات بین آتیش و دود افتاد چکار کردن زن و بچه ها همه ، فرار کردن کم آوُردن چندتا بچه زیرِ دست و پا مُردن دلم شد ریش دامن دخترکی ، گرفت آتیش .👇