#پاسخ ۴
سلام و عرض ادب
بنده ۶۰ سالمه
انقلاب که شد:
روستای ما برق، آسفالت و گاز که نداشت ، هیچ
بلکه در تابستان حماممان نیز آب نداشت
و آب خوردن را از آب انبار برداشته از یک پارچه، آب را عبور می دادیم، تا کِرم ها از آب خوردن جدا شود..
زمین های زراعی را به اسم شرکت زراعی از زارع گرفته و توی اون خشخاش (تریاک) و بهمراه پنبه کشت می شد
و بخاطر آنکه رعیت تریاک را بر ندارد، کار برداشت بدست کارگران افغانستانی صورت می گرفت...
هر دو سه سال یک پیراهن شلوار و ...می گرفتیم
و سالی دو سه بار هم رنگ پلو بهمراه مرغ با گوشت را می دیدیم، البته محرم ها خوب بود دلی از عزا در می آوردیم و اسمش را بشوخی محرم المبارک می گفتیم
خوب ،این رو اگر از پدران و پدر بزرگ ها بپرسید تایید می کنند که اکثر شهرهای کوچک و روستا اینگونه بود...
در
تهران هم تا دلتان بخواهد حلبی آباد بود و...
التماس دعا
♨️ اقْتِصادِفَرهَنگی: 🇮🇷
💠
@h_abasifar