دو یزید خوش‌عاقبت و بدعاقبت عاشورا که بودند؟ «یزید خوش عاقبت»: یزید بن زیاد بن مهاجر ملقب به ابوالشعثاء از تیراندازان ماهری بود که همراه سپاه عمر سعد برای جنگ با امام (ع) به کربلا آمد، اما وقتی دید آن‌ها شروط امام را نپذیرفتند و آماده پیکار با امام شده‌اند، از آن‌ها جدا شد و به سپاه امام پیوست و با آن حضرت بود تا در رکابش به شهادت رسید. در روز عاشورا او ابتدا سواره به کارزار با دشمن پرداخت و زمانی که اسبش را پی کردند در برابر دیدگان امام بر سر زانو نشست و یکصد تیر به دشمن پرتاب کرد که فقط پنج تیر از آن به خطا رفت. امام حسین در حقش دعا کرد و فرمود: «خدایا تیرهای او را به هدف برسان و پاداش او را بهشت برین مقرر دار.» زمانی که تیرهایش تمام شد بپا خاست و در حالی که رجز می‌خواند با شمشیر به سپاه دشمن حمله برد و پس از به هلاکت رساندن جمعی از دشمنان و مجروح کردن شماری به درجه رفیع شهادت نائل آمد. «یزید بدعاقبت»: یزید بن معاویه پس از عمری فسق و فجور و جنایت، طومار حیاتش در نهایت خواری و خفت بسته شد. درباره شیوه به هلاکت رسیدن وی گفته شده که آن ملعون شبی را به نوشیدن زیاد شراب سپری کرد و صبح هنگام جسد او را در حالی که صورتش همچون قیر سیاه شده بود در بسترش یافتند. و گفته‌اند: بر اثر مستی زیاد شروع به رقص و پایکوبی کرده بود که با سر به زمین افتاد و مغزش متلاشی شد. همچنین گفته‌اند: روزی به قصد شکار بیرون رفته بود که آهویی دید به دنیال آن رفت و از همراهانش خواست کسی او را دنبال نکند. پس از طی مسافت زیادی به یک مرد اعرابی برخورد. آن مرد وقتی یزید را شناخت سوگند یاد کرد که او را به قتل برساند همچنان که آن ملعون حسین (ع) را به قتل رسانده است. از این‌رو شمشیر خود را کشید که ناگهان اسب یزید از برق شمشیر او رمید و یزید در حالی‌که پایش در رکاب اسب بود بر زمین افتاد و اسب او را به این‌سو و آن‌سو می‌کشید تا آن‌که پیکرش پاره‌پاره شد و با تشنگی به هلاکت رسید. کتاب «رویارویی صحنه‌ها و چهره‌ها در تاریخ کربلا» نوشته حمید محمدقاسمی https://eitaa.com/habib128