هادرون
برگی از داستان #استعمار قسمت بیست و سوم: اول عاج، بعد بچه در داستان قبل خواندیم که سود ‌هاوکینز
داستان استعمار قسمت بیست و چهارم: از این بازار به آن بازار برده ها چندین بار دست به دست می شدند ؛ در جنگل ، در ساحل آفریقا و در سواحل اروپا و امریکا . و هر بار ، دلالان برده قیمت آن ها را به چند برابر می رساندند . هم در آفریقا و هم در اروپا و آمریکا ، بازارهای بزرگ برده فروشی به وجود آمده بود . در بازارهای برده در آفریقا ، برده ها را پیش از فروش می شستند و به تن آن هـا روغن نارگیل می مالیدند تا پوستشان درخشان تر به نظر برسد . دخترهـای جـوان را آرایش می کردند و آنها را در پارچه های رنگارنگ می پیچیدند و گاهی با جواهـر ، گردن ، گوش ها و بینی آنها را زینت می کردند . برده ها در قفس های بزرگی به نمایش گذاشته می شدند . گاهی ۱۵۰ برده درون یک قفس قرار می گرفتند . برده ها برحسب سن ، جنس یا قدرت بدنی به چند گروه تقسیم و هر گروه وارد یک قفس می شدند ، شوهران و همسران آن ها را معمولا از هم جدا نگه می داشتند ؛ چون کنار هم بودن آن ها هنگام معامله برای فروشنده یا خریدار دردسرساز می شد. هنگامی که برده ها را از قفس بیرون می آوردند ، آنها را برحسب سن و درشتی اندام به صف می کردند . در اطراف صف ، چند برده خانگی برده دار با سلاح مواظب برده ها بودند . صاحب برده ها مقابل صف راه می رفت ، برده ها را یکی یکی معرفی می کرد ، از توانایی های آنها سخن می گفت و قیمت هریک را مشخص میکرد . وقتی یکی از برده هـا توجـه خریداری را جلب می کرد ، فروشنده برده را از صـف جـدا می کرد و پیش می آورد . خریدار اندام های او را معاینه می کرد ؛ درست مثل اینکه گوسفندی را از گلـه جـدا کـرده باشد و اندام های او را وارسی کند . او سپس شنوایی برده را امتحان می کرد و از او می خواست چند کلمه ای صحبت کند . بعد باید مطمئن می شد که او بیماری خاصی ندارد و مخصوصاً در خواب خرخر نمی کند . خرناس کشیدن در خواب ایراد بزرگی برای یک برده به شمار می رفت . وقتی خریدار مطمئن می شد برده هیچ مشکلی ندارد ، با اربابش وارد معامله می شد . او حتی دندان های بـرده را هم یکی یکی معاینه می کرد . هنگامی که بر سر قیمت توافق می شـد برده فروش لباس های برده را از تن او بیرون می کشید و او را عریان به صاحب جدیدش تحویل می داد . گاهی زنها ، درحالی که بچه هایشان را شیر می دادند ، از شوهرانشان جدا می شدند و به ارباب جدید فروخته می شدند . ج سوم فصل شکار انسان ص 27 https://t.me/haderoon لینک جدید کانال هادرون در ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/79757312Cb9283fe96c