[ حدیث دل ]
مرا که شانه‌ام از حمل آفتاب خَم است به جز پناه دو دستِ تو سایبانی نیست…! #قیصر_امین‌_پور #حدیث_
شب بہ شب دلٺنگ‌ٺر می‌شوم بدون آنڪہ بہ یاد بیاورم چرا مگَر قرار نبود فراموشم شوے پس چرا هنوز هم هرشب دلم براے "شب بخیر"هایٺ تنگ می‌شود باور ڪن ، مقصر من نیسٺم این ٺویی ڪہ..... در سرم ، بی‌نہایٺ پُر رَنگی ..!! ♥️ 🌸🍃