روز چهارشنبه در قالب پستی تلگرامی چند پرسش درباره سیاستهای اقتصادی رهبری مطرح کردم.
این پرسشها تا حدی بحث برانگیز شد. همانطور که قابل پیشبینی بود عدهای مثل همیشه چماق تکفیر برداشتند و پرسشهای مرا تلاشی برای شبههسازی عامدانه آنهم در «برههای حساس» دانستند که احتمالا طراحی اتاق فکرهای نفوذ برای ضربه به رهبری و نظام بوده. اما به جز این متحجران که صراحتا واکنشهای اندیشهستیز و سرکوبگرانهشان، در قالب دوستان نادان، ضربهای به اعتبار رهبری است که خود بارها و بارها مشوق کرسیهای آزاداندیشی و نقد از خود بوده، خوشحالم که نوشتهی کوتاهم بحثهایی را در میان گروههای دیگر دامن زد. در این چند روز متون بسیاری از به ویژه جوانان انقلابی با گرایش عدالتخواه درباره سمت و سوی کلان اقتصادی نظام در چند دهه گذشته دریافت کردم که بعضی از آنها را به تدریج نشر خواهم داد. معتقدم در این برهه حساس و اتفاقا به دلیل ضرورت بسیج عمومی علیه جنگ اقتصادی-روانی-رسانهای یا همان جنگ ترکیبی و هیبریدی امپریالیسم ما باید درباره عدالت گفتگویی عمومی کنیم. همانطور که در دو سال و نیم گذشته بارها و بارها تکرار کردهام مردم مقابل دشمن خواهند ایستاد به شرطی که احساس کنند سفرههایشان یکسان کوچک شده.
آنچه در لینک زیر میخوانید اولین این نوشتهها از آقای سجاد صفار هرندی است. متن ایشان انگشت روی نقاط مهمی گذاشته. ایشان معتقد است آقای خامنهای حتی در دهه شصت هم مخالف دخالت دولت در امور اقتصادی بود و استراتژی تولید ملی ثروت را شرط لازم مقاومت برابر امپریالیسم میداند و معتقد است بخش خصوصی خلاقیت و توان بیشتری برای تولید این ثروت دارد. صفارهرندی همچنین میگوید اقای خامنهای نه در مقام یک روشنفکر منتقد که در مقام اداره عملی یک کشور بوده و سرمایه داری واقعیت موجود امر،وز جهان است و ما مجبور به تن دادن به ان بودهایم.
توصیه میکنم این متن را بخوانید. از دیگر دوستان هم دعوت میکنم به این بحثها بپیوندند.
https://telegra.ph/پرسش-از-پرسش-گفتگویی-با-علی-علیزاده-12-07
به کانال علی علیزاده در ایتا بپیوندید👇
✅
@Jedaaal
✅
@jedaaal