🔺هدف این متن، نقد فیلم و پرداختن به نمادپردازیهای فیلم نیست. حتی همراستایی آن در ضدیت با سیاست جمعیتی و معضل فعلی کشور در این حوزه و پیوستهای جلسه نشست فیلم و افزودن بر جنبه اعتراضی فیلم، هم نیست! با بعضی پرداختها و حرفهای درست فیلم هم کاری نداریم!
🔺هدف؛ تنها، پرسش یک سوال از عوامل فیلم است!
در «نپتون»، یک سرمایهدار ایرانی (بساز بفروش) با پرداختن بخشی از دیهی یک کارگر افغانستانیِ بدون مجوز، به همسر و دخترش، در حق آنان ظلم میکند و از محاکمه و مجازات میگریزد.
🔺فیلمساز این داستان فرعی را در فیلم روایت کرده تا یحتمل پیام انساندوستی بدهد و نسبت به ظلمی که در ایران به مهاجران میشود اخطار دهد!!
اما چطور میتوان دغدغه فیلمساز درباره ظلم به مهاجران افغانستانی را باور کرد و آن را پذیرفت؟
طبیعتاً زمانی این ادعا قابل قبول است که عملکرد مشابهشان را بدون گره زدن به منافع شخصی و بصورت یکسان در مورد مردم غزه، یمن، عراق، سوریه و مظلومان سراسر دنیا به عینه مشاهده کرد!
🔺چطور میتوان در برابر هر ظلمی ساکت بود و دم نزد اما برای مهاجر افغانستانی دم از انسانیت و دلسوزی زد؟!
دوگانگی رفتار و ارزشگذاری منفعتی بر انسانها چگونه با ژست انساندوستی تفسیر پذیر است؟!
🔺 انتظار بیراهی نیست که از فیلمسازانی که در باب مسائل انسانی؛ بهویژه مهاجران افغانستانی، احساس مسئولیت میکنند، توقع داشت که تفاوتی بین مظلومان جهان قائل نشوند و در باب مظلومیت کودکان شهید و جنایت جانیان دنیا نیز سکوت نکنند!
در این صورت است که انتقاد عوامل فیلمی مثل نپتون باورپذیر میشود!
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe