فیان، اطلاعات غلط او را تصحیح کرد و حبر یهودی با شنیدن اخبار درست سراسیمه بیرون رفت و فریاد برداشت: سر یهود، بریده شد! یهود کشته شد!… (الاغانی، ج۶، ص۵۲۶و۵۲۷) ابوسفیان یکی از پناهگاههای منافقان در روزگار خود بود! (الاغانی، ج۶، ص۵۲۲) پس از به حکومت رسیدن خلیفه سوم، ابوسفیان به ملاقات او رفت و امویان را خطاب کرد: حالا که حکومت به شما رسیده، همچون گوی آن را میان خود ردّ و بدل کنید که به خدا سوگند بهشت و دوزخی در کار نیست! (الاغانی، ج۶، ص۵۲۹) ازدواج رسولالله (ص) با امّ حبیبه دختر ابوسفیان، در سال شش هجری رخ داد. (مروج الذهب، ج۲، ص۲۸۹).
[۷] اینها همه در حالی بود که عقبه در کنار نضر بن حارث، دو پیک قریش به سوی یهودیان مدینه برای روشن شدن صحّت ادعای نبوت رسولالله (ص) بودند. (تاریخ الاسلام، ج۱، ص۲۱۲)
[۸] الکامل ابناثیر، ج۲، ص۷۲و۷۳.
[۹] ربیع الابرار، ج۵، ص۱۹۲.
[۱۰] انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹.
[۱۱] سیر اعلام النبلاء، ج۱۸، ص۱۸۴.
[۱۲] انساب الاشراف، ج۵، ص۱۱۰.
[۱۳] همان، ج۵، ص۱۶۰؛ دلائل النبوة بیهقی، ج۳، ص۱۹۳. ماجرای محمد بن مسلمه و جسارت مرد یهودی، در دربار مروان حکم نیز گزارش شده. (المغازی واقدی، ج۱، ص۱۹۲و۱۹۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵۵، ص۲۷۶).
[۱۴] معانی الاخبار، ص۳۴۶.
[۱۵] أبوک معاهر و أبوه عف / و ذاد الفیل عن بلد حرام.
[۱۶] النزاع و التخاصم، ص۵۰، شرح نهجالبلاغه، ج۱۵، ص۲۰۷.
[۱۷] شرح نهجالبلاغه، ج۱۵، ص۲۰۷.
[۱۸] الغارات، ج۱، ص۶۵؛ شرح نهجالبلاغه، ج۲، ص۱۲۵.
[۱۹] نابغه، مادر عمروعاص، یکی از کنیزان معروف به زنا بود که ابوسفیان و ابولهب و عاص بن وائل و امیة بن خلف و هشام بن مغیره، در یک ظهر، با او همبستر شدند و عمرو که به دنیا آمد، همگی مدعی آن بودند و در حالیکه شباهت وی به ابوسفیان بیشتر بود؛ او را به عاص ملحق کردند! (ربیع الابرار، ج۴، ص۲۷۵؛ أنساب الاشراف، ج۶، ص۲۶۱).
[۲۰] انساب الاشراف، ج۵، ص۴۷۰؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۵؛ الکامل، ج۴، ص۳۰۷و۳۰۸.
[۲۱] التذکرة الحمدونیة، ج۸، ص۳۱۱و۳۱۲؛ در این منبع گزارش دیگری نیز اضافه شده است که براساس آن، معاویه اذعان میکند مردم گمان میکنند پدر او، عباس بن عبدالمطلب است!
[۲۲] مسافر بن ابیعمرو بن امیة بن عبدشمس، پسرعموی ابوسفیان بود. وی پیش از ابوسفیان عاشق هند شده بود، بهگونهای که ماجرای عشق آن دو بر سر زبانها افتاد و مسافر از شرمِ این شهرت، مکه را به حیره ترک کرد! (تاریخ مدینة دمشق، ج۷۰، ص۱۷۳) البته ماجرا ظاهراً از عشقبازی گذشته و به اتهام رسیده بود! (انساب الاشراف، ج۹، ص۳۳۹و۳۴۰) کار از اتهام هم گذشته، و به بارداری هند رسیده بود! (الاغانی، ج۹، ص۳۷ [در ادامه میافزاید: پس از این ماجرا، هند از او خواست از مکه برود و او به حیره رفت.]) براساس تمامی منابع این ماجرا، در همین ایام فرار مسافر به حیره، أبوسفیان با هند ازدواج کرد.
[۲۳] عماره کسی بود که وقتی با عمروعاص برای بازگرداندن مسلمانان به حبشه رفتند، براساس نقل منابع غیرشیعی، توانسته بود با برخی زنان نجاشی، رابطهی پنهانی برقرار کند! (الاغانی، ج۹، ص۴۱)
[۲۴] ربیع الابرار، ج۴، ص۲۷۵و۲۷۶؛ شرح نهجالبلاغه، ج۱، ص۳۳۶ (از ربیع الابرار).
[۲۵] انساب الاشراف، ج۵، ص۹۸و۹۹.
[۲۶] ربیع الابرار، ج۴، ص۲۷۶.
[۲۷] مروج الذهب، ج۳، ص۱۵.
[۲۸] تاریخ طبری، ج۳، ص۳۱۱. پس از این و در شخصیتشناسی سعد، خواهیم دید که سعد هرکه در نسب او تردید کند را لعن کرده بود!
[۲۹] نهجالبلاغه، نامهی ۱۷؛ مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۳۶۱؛ ربیع الابرار، ج۴، ص۲۱۶؛ التذکرة الحمدونیة، ج۷، ص۱۶۴.
[۳۰] مروج الذهب، ج۳، ص۱۴؛ وقعة صفین، ص۲۷۲؛ الفتوح ابناعثم، ج۳، ص۱۵۵؛ مناقب خوارزمی، ص۲۵۶؛ و…
[۳۱] کتاب سلیم، ص۳۳۷.
[۳۲] نهجالبلاغه، نامهی ۲۸؛ التذکرة الحمدونیة، ج۷، ص۱۶۴؛ النهایة ابناثیر، ج۱، ص۴۵۲؛ صبح الاعشی، ج۱، ص۲۷۵؛ نهایة الأرب، ج۷، ص۲۳۴.
[۳۳] جمهرة الامثال، ج۱، ص۳۷۰؛ مجمع الامثال، ج۱، ص۲۰۰و۲۰۱؛ الفائق، ج۱، ص۲۸۱؛ غریب الحدیث ابن قتیبه، ج۱، ص۲۸۶؛ المحبر، ص۱۵۸؛ و…
[۳۴] شرح نهجالبلاغه، ج۱۵، ص۲۳۴. هرچند این ماجرا نیز به درگیری میان امیه و عبدالمطلب تفسیر شده، ولی ناگفته پیداست که عبدالمطلب، پدر ابوطالب است نه پدربزرگ ایشان!
[۳۵] اخبار الدولة العباسیة، ص۵۰.
[۳۶] شرح نهجالبلاغه، ج۱۵، ص ۲۲۹ (از صاحب کتاب واقدی)، البته در ادامهی این ماجرا و برای توضیح مالکیّت بنیهاشم بر امیه، داستانی میان وی و عبدالمطلب نقل شده که براساس آن، از آنجا که امیه مسابقهی خود با عبدالمطلب را باخت، مجبور شد به مدت ده سال در ازای سیر شدن شکمش، برای عبدالمطلب بندگی کند! ولی ما دلیلی بر پذیرش این داستان نمیبینیم. بنابراین امیه، بردهی واقعی بنیهاشم بهشمار میآید.
[۳۷] الکامل، ج۲، ص۱۷؛ عمدة القاری، ج۱۶، ص۳۰۱؛ البدایة و النهایة، ج۲، ص۳۱۱.
[۳۸] جمهرة انساب العرب، ص۱۴؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۱۳؛ المنتظم، ج۲، ص۲۱۱؛ الکامل، ج۲، ص۱۶.
[۳۹] المنتظم، ج۲، ص