⭕️بداخلاقی انتخاباتی جلوه ایی از افول تربیت سیاسی
متن
همه ما ایرانی ها بیست و هفتم خردادماه و سوم تیرماه سال 1384 را به خوبی به یاد داریم. این دو روز تداعی گر نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در کشور ما بود. شور انتخابات و روند تبلیغات انتخاباتی بسیار چشمگیرتر و پر رونق تر از دوره های پیشین بود. هفت نفر نامزد در دور اول و دو نفر هم در دور دوم به رقابت انتخاباتی پرداختند. ناامیدی و دلسردی از برخی از سیاست های مدیریت اجرایی در دوره های پیشین این نگرانی جدّی را به وجود آورده بود که نکند حضور مردم در پای صندق های رأی چنان که باید چشمگیر نباشد. اما هدایت های داهیانه رهبری، رهنمودها و روشنگری های حکیمانه ایشان، گوناگونی چهره های نامزدهای انتخاباتی و جور واجور بودن شعارها و وعده ها، موجب شد که مردم در هر دو دوره انتخابات، حضوری حداکثری داشته و در آرزوی طرح و اندیشه ای نو برای کشورشان باشند.
گزینش پایانی مردم هم پاسخ روشنی به نادرست و ناکافی بودن برخی از روندهای پیشین مدیریت اجرایی بود. مردم این بار گفتند که می خواهند کسی عهده دار سکان مدیریت اجرایی کشورشان باشد که دغدغه اصلی اش دین و دین مداری شهروندان ایرانی باشد. در شعارهایش از دین هم حرف بزند، حرکت مدیریتی اش را از دل خود مردم آغاز کرده باشد، شعارها و وعده هایش خیلی آرمان گرایانه و بلندپروازانه نباشد و از همه مهم تر، در یک شعاع کوچک تر نشان داده باشد که می تواند پای حرف هایش بایستد. یک پیام مهم دیگر اینکه مردم با گزینش دکتر احمدی نژاد به دنیا گفتند که منزلت های مدیریتی کشور در رده های بالا ارث و یا موهبت مادرزادی این یا آن فرد، گروه و یا جناح خاصی نیست. اگر به مدیریت های جوان تر هم فرصت داده شود، آنان هم می توانند.
حضرت امام خمینی(قدس سره)، معمار بزرگ حاکمیت دینی در این انقلاب به ما مردم یاد داد که باید خودمان را باور کنیم و به جوان هایمان فرصت دهیم، آن وقت خواهیم دید که شایستگی های مردمی چگونه بروز می یابد. یاد امام و یاد اندیشه بارورکننده او و یاد آن دو روز انتخاباتی پر شور به خیر!
انصاف این است که مردم در این انتخابات در هر دو بار، خیلی خوب ظاهر شدند و دشمن بیرونی هم سر جایش نشست. البته در پس همه این تحلیل ها و برداشت ها باید به یاد داشته باشیم که امام فرمود: این کشور صاحب دارد. یک صاحب اصلی که روزی باید از این حکومت، یک حکومت اسلامی جهانی راه بیندازد; حکومتی که در آن اسلام به عزت و سربلندی می رسد و کفر و دورویی به دست بندگان صالح خدا زمین گیر می شود. یک درس تربیتی هم در این دوره از انتخابات بود: من همیشه با خود می گفتم که اگر روزی امام زمان ظهور کنند و بخواهند حکومت جهانی خود را برقرار کنند، خیلی ها که ایشان را نمی شناسند، پس چگونه آن حضرت موفق می شود؟ بر اساس معادلات سیاسی موجود، شانس تشکیل حکومت جهانی برای ایشان خیلی کم است. پذیرش ایشان ویژه شیعیان و حداکثر در میان مسلمانان جهان است. اما بعد فهمیدم که انتخاب آقای احمدی نژاد نشان داد که اگر خدا بخواهد، دل ها را چنان می چرخاند که یک چهره ناشناخته با دست خود مردم و با رأی بالای آنان انتخاب شود. حکومت حضرت مهدی (عج) حکومت بر دل هاست و مردم هم تشنه حکومت عدالت محور اویند. اگر او بیاید و با منطق فاطمی خود برای مردم حرف بزند، همه می پذیرند و دل به حکومتش می دهند. در عمل هم امام به مردم قولی می دهد که بتواند پایش بایستد.
ممکن است از خود بپرسید این سرمقاله چه ربطی به ویژه نامه علوم تربیتی دارد؟ پاسخ من این است که کارشناسان علوم تربیتی هنگامی که از ساحت های گوناگون تربیتی سخن می گویند یکی از پرچالش ترین ساحت های تربیتی را قلمرو تربیت سیاسی می دانند. در این عرصه یکی از بزرگ ترین پرسش ها این است که چگونه می توان شهروندان یک جامعه را به گونه ای آموزش و پرورش داد که در چم و خم رفتار و رقابت سیاسی آن طور که فروید می گفت به «مکانیزم دفاعی بازگشت واپس زنی» و یا «توجیه من درآوردی» کشانده نشوند؟ هم در این انتخابات و هم در کشورهای غربی صحنه های زیادی را دیده ایم که مردم یا کاندیداها، در عرصه سیاست به رفتار و رقابت سیاسی ضدارزشی کشانده شده اند!
مقام معظم رهبری هم در گفته های پیش و پس از انتخابات خود مکرر روی واژه بداخلاقی انتخاباتی پافشاری کردند و مردم، کاندیداها و هوادارانشان را از افتادن به دامان آلوده بداخلاقی انتخاباتی بر حذر می داشتند. البته بد اخلاقی انتخاباتی هم بنا به نظام ارزشی و بینش سیاسی الهی یا سکولار مردم می تواند جورواجور معنا و تفسیر شود.
یک نمونه بداخلاقی انتخاباتی زیر پا گذاشتن ارزش های دینی (اخلاقی و حقوقی) در عرصه رفتار و رقابت سیاسی است. این تساهل ارزشی یا گستاخی سیاسی می تواند یک شهروند دین مدار را به آنجا بکشاند که برای رسیدن به قدرت، از هر وسیله ای استفاده کند. اینجاست که موج اتهام ها، دروغ پردازی ها، شایعه افکنی ه