اهمیت آنها به میزان زیاد
ی كاسته شده است. روابط والدین و فرزندان در بسیاری از تولیدات رسانهای، بهگونهای ترسیم میشود كه در آن، فرزندان همیشه از والدین طلبكار هستند و پدر و مادر باید همة خواستهها و نیازهای آنان را برآورده سازند؛ زیرا در غیر اینصورت، حتی ممكن است به بزرگترها بیتوجهی و بیاحترامی كنند؛ در حالیكه به گفتة «پستمن» باید توجه داشت: «بیارزششدن آداب و ادبهای فردی و اجتماعی و رعایت نكردن احترام و تقدیس بزرگسالان ـ در عرصة رسانهها ـ عامل مهمی برای سستشدن روابط و پیوندهای اجتماعی و عاطفی نیز است... بهگونهای كه درخواست رعایت احترام و ادب بزرگترها از اطفال و نوجوانان، با تمسخر و استهزا و شانه تكاندادن آنها رو بهرو میشود (همان، ص264 و 265).» به نظر او به موازات از بین رفتن احساس شرم و كمرنگ شدن زمینههای حیا و عفت، شكلهای گوناگون ادب اجتماعی و محترمشمردن منشها و سلوكهای فردی و جمعی نیز اعتبار خود را از دست خواهند داد. همانگونه كه عنصر شرم و خجالت، عامل روانی كنترلكنندة غرایز انسانی است، آداب و رفتارهای سلوك جمعی نیز، عاملی برای نظم و انضباط و قید و بندهای سازنده هستند (آقایی، 1388، ص 47).
3. ترویج روحیة اسراف، تجملگرایی و مصرفگرایی
منافع اقتصادی غرب در جوامع اسلامی ایجاب میكند، ضمن تغییر فرهنگ در این جوامع، آنها را به سوی اسراف سوق دهد؛ چراكه پس از اشباع بازارهای غربی و اسلامی، جایی برای مصرف باقی نمیماند؛ لذا با تبلیغات گوناگون، سعی در به فروش رساندن هرچه بیشتر كالاهای خود میكنند كه در این میان، از زن برای یك ابزار تبلیغی، حداكثر استفاده صورت میگیرد. ایجاد فرهنگ مصرفگرایی از یك سو و فقیر و وابسته نگهداشتن كشورهای تحت سلطه از سوی دیگر، از ابزارهای دشمن برای ضعیف نگهداشتن كشورهای تحت سلطه است؛ چراكه میدانند رشد اقتصادی، موجب حفظ شئون ملی و فرهنگی جامعه گردیده و ضمن ارجگذاری نظام، به ارزشها و اعتقادات آن كشور برجستگی میبخشد؛ ولی در صورت عدم رشد اقتصادی، مشكلاتی از جمله فقر و تنگدستی را به ارمغان میآورد كه خود زمینهساز بسیاری انحرافات، از جمله انحراف جنسی است؛ زیرا وقتی جوان تحت فشار غریزة جنسی قرار گرفت و زمینههای فساد برای او فراهم بود و مشكلات متعدد از جمله فقر مالی، مشكل معیشتی، نداشتن مسكن مناسب و... داشت، به سوی فساد و فحشا كشیده خواهد شد. قرآن و اهلبیتD، همواره بر سادهزیستی و برخورداری از رفاهی میانه تأكید و بر لزوم یاری ستمدیدگان و كوخنشینان سفارش میكنند و مسلمانان را از هرگونه اسراف، تجملگرایی، رفاهطلبی و مصرفگرایی افراطی بر حذر میدارند. در دنیای كنونی، اصل حاكم بر رسانههای جمعی، تبلیغ سرسامآور كالاها و محصولات و تشویق بیحد و اندازة مردم به استفاده از چیزهایی است كه هر روز، نسخة جدیدی از آن وارد بازار میشود.
رسانهها در این راه، بهگونهای تبلیغ میكنند كه گویی زندگی بدون كالاهایی كه آنها معرفی میكنند، امكانپذیر نیست یا دستكم بسیار طاقتفرساست و این تبلیغات تا حدی است كه بسیاری از خانوادهها را بهمرور زمان، وادار به خریدن آن میكند و در خانوادهایی كه از خریدن ناتوان هستند، مشكلاتی به بار میآورد (آقایی، 1388، ص 45)؛ لذا باعث ایجاد احساس سرخوردگی در كسی كه توان خرید ندارد و احساس غرور و تكبر در كسی كه توان خرید دارد و در نتیجه، به فاصلة طبقاتی شدید میانجامد. علاوه بر اینكه یكی از ابزارهای انتقال فرهنگ، اجناس و كالاهایی است كه از كشورهای دیگر وارد میگردند.
4. از بین بردن تقدس زناشویی
سوگند وفاداری زوجین (نهتنها در برابر یكدیگر، بلكه در برابر جمع)، پرمعناترین لحظه در ازدواج است. با چنین سوگندی، هر یك از زوج تعهد میكنند كه عشق را از بیاعتقادی برهانند و آن را وقف اهداف بزرگتر خانوادگی، اجتماعی و معنوی كنند. تهاجمهایی كه حیات خانواده را نشانه گرفته، در درجة نخست، همین تقدس عشق زناشویی را نابود میكند (محمدی، 1386، ص 88). «كیت میلت»، كه یك چهرة ضدازدواج و ضدخانواده است، عقیده دارد: «بهطور كلی ازدواج باید جای خود را به معاشرتهای اختیاری بدهد... (محمدی، 1386، ص 103).» رسانههای بیگانه با استفاده از این تفكرات، ریشههای استحكام خانواده را كه همان تقدس عشق و رابطة زناشویی است، دچار تزلزل و نابودی كردهاند.
ج) آسیبرسانی به ساختار خانواده
رسانهها بهگونهای غیرمستقیم، در فیلمها، چنان القا میكنند كه باید در خانواده عدالت برقرار باشد و نباید مرد ریاست زن را عهدهدار باشد. آنها با این كار، دنبال ایجاد تنش و آشفتگی در خانوادهها هستند؛ چراكه وجود ساختار سلسلهمراتبی قدرت در هر جایی، برای پیشرفت و جلوگیری از مناقشات ضروری است. همچنان كه آیة 34 سورة بقره، سرپرستی خانواده را براساس ویژگیهای طبیعی مردان، برعهدة آنان قرار داده است. این ویژگیها