«بشنوید ای دوستان این داستان//
خود حقیقت نقد حال ماست آن»
🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
واکاوی قصه ی تاریخی مورد اشاره حضرت آقای محمودی از نهج البلاغه:
یکی از محورهای مهم کتاب شریف نهج البلاغه لزوم دوری فرمانداران و مسئولان از زندگی تشریفاتی و پرهیز آنان از اشرافیت بیحدو نیز لزوم مراقبت آنها نسبت به اندوختههای مالیشان و دعوت به سادهزیستی است. از نگاه امیر مؤمنان(ع) آنگاه که مسئولان جامعه به دنیاپرستی و یا به مظاهر آن گرایش یابند، توانایی اداره امور جامعه را نخواهند داشت. در این نگاه، هر یک از مسئولان موظفند سطح زندگی خود را تا سطح عموم مردم تنزل دهند تا توانایی درک نیازهای آنها را داشته باشند.
یکی از جریانات مشهور در دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) مربوط به فرماندار بصره یعنی عثمان بن حُنیف است. طی این ماجرا به آن حضرت خبر رسید عثمان دعوت یکی از ثروتمندان بصره را پذیرفته است. لذا طی نامهای مورد عتاب امام(ع) قرار گرفت. در بخشهایی از این نامه تاریخی آمده است:
✍«اى پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردى از سرمایهداران بصره، تو را به مهمانى خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوى آن شتافتى خوردنىهاى رنگارنگ براى تو آوردند و کاسههاى پر از غذا پى در پى جلوى تو نهادند گمان نمىکردم مهمانى مردمى را بپذیرى که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شدهاند، اندیشه کن در کجایى؟ و بر سر کدام سفره مىخورى؟ پس آن غذایى که حلال و حرام بودنش را نمىدانى دور انداز و آنچه را به پاکیزگى و حلال بودنش یقین دارى مصرف کن.»
✍✍وَ قَدْ بَلَغَهُ أَنَّهُ دُعِیَ إِلَى وَلِیمَةِ قَوْمٍ مِنْ أَهْلِهَا فَمَضَى إِلَیْهَا أَمَّا بَعْدُ یَا ابْنَ حُنَیْفٍ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْیَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاکَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَیْهَا یُسْتَطَابُ لَکَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَیْک الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّکَ تُجِیبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوٌّ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَیْکَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَیْقَنْتَ بِطِیبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ ... / (نامه45 نهجالبلاغه)
✍✍✍برای درک عمق مطلب، لازم است بدانیم که عثمان بن حنیف از صحابه پیغمبر صلى الله علیه وآله بود. در غزوه اُحد و پس از آن شرکت داشت و در عصر عمر به موجب تقوا و پاکدامنى خاصى که داشت مأمور اندازهگیرى سرزمین هاى خراجى عراق و سپس والى بصره شد. 🤔🤔هنگامى که فتنه جمل رخ داد انصار عایشه به او پیشنهاد کردند که همراه آنها بر ضد امام على علیه السلام بجنگد. والى بصره از این کار خوددارى کرد. طرفداران عایشه تمام موى سر و صورت و ابروهاى او را کندند و با همان حال نزد عایشه بردند😭امام علیهالسلام عیب بزرگ این سفره را انحصارى بودن آن براى بعضی ها ذکر کرده است. اگر غذاهاى رنگارنگ منحصر به آنها نبود و گرسنگان و نیازمندان هم از آن بهره مىگرفتند، اشکال بسیار کمترى داشت؛ بنابراین پرزرق و برق بودن و استفاده از انواع غذاهاى گوناگون از یک سو و محروم بودن مستمندان از سوى دیگر ایراد مهم آن سفره بوده است که اگر فرماندار بودن عثمان بن حنیف را بر آن بیفزاییم اشکال آن بیشتر مىشود.