🔵 مقاومت پوشالی اعلیحضرت برای ثبت در تاریخ!
ارتشبد فردوست در خاطرات خود درباره وقایع شهریور 20 چنین مینویسد:
«محمدرضا دقیقا به من گفت که پدرم میگوید: من دیگر کارم تمام است! دستور مقاومت میدهم که اقلا نگویند به قشون خارجی اجازه ورود داده است(!) این مقاومت به هر نتیجهای برسد برای من و زندگینامه من بهتر است(!)»
جالب اینکه رضاخان حتی به همین اندازه نیز نتوانست بر سر حرف خود بماند و با اولین تهدیدات متفقین، شخصا در محل لشکر یک و دو حاضر شد و آنها را مرخص کرد!
📚 «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» / خاطرات ارتشبد حسين فردوست / صص 89 و 99
💢 مرور جدی و طنز تاریخ دوپهلوی در
@dopahlavi