🔰🔰🔸 شستن دست مهمان 🌿 روزى دو نفر مهمان كه با هم پدر و فرزند بودند، وارد خانه على (عليه السلام ) شدند مولاى متقيان شخصا از آنها پذيرايى كرد، و با هم غذا خوردند، سپس قنبر غلام اميرالمؤمنين (عليه السلام ) آب و لگن آوردند، تا ميهمانان دستهاى خويش را بشويند. 🌀 على آب و لگن را از قنبر گرفت ، و خواست دست هاى مهمان بزرگسالش را خود شخصا بشويد!! 😓 او فوق العاده احساس شرمندگى نمود و گفت : يا اميرالمؤمنين ! شما با اين همه عظمت و شخصيت مى خواهيد دست مرا بشوييد، خدا مرا مى بيند چگونه من اين اسائه ادب را انجام دهم ؟ حضرت فرمودند: آرام باش و دستهايت را بشوى ، من هم با شما تفاوتى ندارم ! و برادر شما هستم ، بنابراين بايد تو را خدمت كنم ! و در عوض در بهشت برين به پاداش آن نائل گردم . على مهمان را به حق ولايت خود سوگندش داد كه آرام باشد بطورى كه براى قنبر آرام مى شد، سپس على آب ريخت و مهمان دستهايش را شست !! آنگاه آب و ابريق را به پسرش محمد حنفيه داد و فرمود: پسرم محمد! تو نيز آب بريز تا اين پسر عزيز مهمان ، دستهايش را بشويد، اين را بدان كه اگر او بدون همراهى پدرش به منزل ما مى آمد، من خود به دستهاى وى آب مى ريختم ، ولى خداوند دوست ندارد در كنار پدر فرزندش نيز همانند او تكريم گردد. 🔹 محمد حنفيه به دستور پدر آب ريخت ، و پسر مهمان دستهايش را شست 📘 داستان هایی از امام علی علیه السلام ➖➖➖➖➖➖➖ 💠کانال مکانیک مدیا💠 https://eitaa.com/ka100313