🔹بعد از نماز، دوستم گفت پارسال یکی از اقوام که خدا 50بار حج قسمتش کرده بوده(اعم از عمره و تمتع) به رحمت خدا رفت. یعنی از یک سالی به بعد، تقریبا همه ساله!
مادرش زمین گیر شده بود، در حدی که توانایی رفتن به سرویس را هم نداشت. باید براش لگن می آوردند و کنار تخت میشستنش.
✅میگفت این مرحوم، مثل یک پرستار مهربان، پروانه وار دور مادرش می چرخید و کاراشو انجام میداد. یک وقت مادرش براش دعا میکنه که "پسرم الهی هر سال بری حج!" از اون موقع تقریبا هر سال به حج مشرف شده بود! و هیچ وقت نماز شبش ترک نمی شد.
🔹مادربزرگ مرحوم حقیر سالیان سال مریض بود. یکی از دختراش همیشه کنارش بود و کاراش رو انجام می داد. به من گفت از یک وقتی، ناخودآگاه سحر ها برای نماز شب بیدار می شدم.
حقیر شهادت می دهم که با وجود معاشرت فراوانی که سالیان سال با ایشان داشته ایم، مسافرت هایی که خانوادگی رفته ایم و دفعاتی که قم منزل ما مهمان بودند، حتی یک شب هم ندیدم که نماز شب ایشان ترک شود!
🔹شیخ انصاری مادرش رو به دوش میکشید و به درب حمام زنانه می برد، میگفتند شیخنا! شما مرجع تقلید و بزرگ مایید، چرا با مرکب نمی بریدشان؟! میگفت اگر میدانستید خداوند با این کار چه گره هایی از من می گشاید، چنین نمی گفتید!!!
و روز رحلت مادرش به پهنای صورت اشک می ریخت و بی تابی می کرد!
-شیخنا! شما چرا؟!
-از این به بعد به چه کسی خدمت کنم که خداوند گره از مشکلاتم بگشاید؟!
✅ای کاش همیشه یادمان باشد که دریای رحمت الهی کنارمان است! گشایش باب مغفرت و قرب الهی نزدیکمان است!
ولو به یک حضور، ولو به بوسه ای بردستشان، ولو به تماسی تلفنی...
@KashkooleTalabeh