🌸فرمانده ، بی خیال قرار بود فرمانده‌ي سپاه از تيپ بازديد كند. بايد گردان را براي رژه آماده مي‌كردند. يكي از اين روزها نوبت ما رسيد. به صف شديم. طبل و شيپور نواخته شد. هوا گرم، بچه‌ها خسته و بي‌حال، طبيعي بود كه پاها خيلي بالا نيايد. معاون فرمانده‌ي گروهان در جايگاه ايستاده بود و از ما سان مي‌ديد. وقتي به جايگاه رسيدم و به اصطلاح نظر به راست كرديم، ايشان اگر از رژه راضي مي‌بودند بايد مي‌گفتند: «گروهان، خيلي خوب.» اما چون رژه‌ي ما تعريفي نداشت، با همين آهنگ، به جاي خيلي خوب، حيف نان گفتند. و بدون معطلي و به صورت غيرقابل انتظاري در جواب او بسيجي صفر كيلومتري كه در صف جلو پا به رمين مي‌كوبيد، با صداي بلند گفت: «فرمانده ، بي‌خيال.» كه تمام فرماندهان در جايگاه زدند زير خنده و بقيه‌ي تمرين لغو شد و گُل از گُلِ كل گردان شكفته شد. 🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️ 🕋 @kashkoolmanavi 🕋