تیر از بس که خورده بود حسین بر تنش مثل پیرهن شده بود نیزه‌هاشان تمام شد کم‌کم موقع سنگ ریختن شده بود نفسش بین راه بر می‌گشت موقع دست و پا زدن شده بود بودم امّا جلو نمی‌رفتم شمر آنقدر بد دهن شده بود تکّه‌ای را ربود هر کس که رو به رو با حسینِ من شده بود هر چه کردند رو به قبله نشد یعنی آنقدر پاره تن شده بود زیر انداز خانه‌های دهات کفن شاه بی‌کفن شده بود 🏴