#جنجالیترینرمانایتاوتلگرام
مثل خودش چنگالم را خیره به چشمهایش به دهان میبرم.
این کار را بدون پلک زدن تا تمام شدن غذاهایمان انجام میدهیم و بعد هر دو به جسارت هم لبخند میزنیم.
دستمال پارچهای کنار بشقابش را برمیدارد و با آن لبهای سرخش را میچلاند! درست برعکس دخترهای مدرن که از ترس پاک شدن ماتیکشان اجازه پیشروی بیشتر به دستمال نمیدهند.
دستمال لکدار #قرمزش را گوشهی بشقابش پرت میکند:
_ از آشناییت خوشبخت شدم!
و بلند میشود. سریع میایستم:
_ فکر کردم میتونیم بیشتر با همدیگه حرف بزنیم.
موهای سیاهش را با یک حرکت پشت سرش جمع میکند:
_ من برای شنیدن حرفات نیازی به تکون دادن ماهیچههای زبونت ندارم! #چشمهات .. تا به حال کسی بهت گفته چشمهات چقدر فوق العادهان؟
ناخواسته دستم بالای گونهام مینشیند:
_ چشمام؟؟؟
@ghalamdaaran#اتفاقاتعاشقانهایرانیامریکاییدراسرائیل#شاهکارنویسندهیرهاییازشبوبهجاناو#قولمیدمنخوندیعینشو 😍😍😍
#خاصخااااااصه 😌