💢
سه آزادی؛ سه انتخاب!
چکیده سخنرانی شب اول محرم
هیات منتظران حضرت مهدی(ع) / ۲۷تیر۱۴۰۲
حجت الاسلام قنبریان
•
قاعده اول: هر توان در انسان سند یک حق!
شهید مطهری از حکمت و هستی شناسی شروع می کند. هر قوه و توان و ظرفیت در هر موجود، سند طلبکاری یک حق است.
دندان علف جویدن و هاضمه مناسب آن، سند طلبکاری گوسفند برای حق علف!
اگر علف در عالم نباشد، خلاف حکمت خالق است و اگر کسی مانع شود، ظالم است.
واقعیت عینی گوسفند نشان نمی دهد او حق آموزش یا انتخاب داشته باشد؛ اما اگر جایش یک بچه انسان قرار گیرد، عقل و قوای ادراکی او سند طلبکاری حق آموزش و "اختیار" او سند حق انتخاب اوست.
انسان تکویناً مختار است و اختیار از او قابل سلب نیست؛ مثل اینکه نیاز به غذا از او قابل سلب نیست.
این "حق طبیعی"، انتخاب به انسان می دهد.
فرق حق طبیعی در اینجا و نزد برخی مکاتب غربی این است که "غایت" انسان در آن لحاظ میشود. با اِعمال اختیار و انتخابهاست که انسان به کمال لایق می رسد، پس حق انتخاب دارد حتی اگر انتخاب غلطی کند و بعد تصحیح کند.
•
آزادی: عدم مانع!
آزادی (بمعنای آزادی بیرونی و همین آزادی سیاسی اجتماعی) یعنی نبودن مانع برای بروز این استعدادها.
شهید مطهری چنین تعریف می کند: "به این معناست که عمل او از خواست و رضایت کامل و تصویب قوه تمییز او سرچشمه بگیرد و هیچ عاملی او را برخلاف میل و رغبت و رضا و تشخیص او وادار نکند" (انسان و سرنوشت/ص۶۰)
گفتیم اختیار غیر قابل سلب از سوی عوامل خارجی و داخلی انسان است اما اگر عوامل خارجی جایی برای انتخاب نگذارند و فقط اجازه یک گزینه بدهند، این سلب آزادی است.
•
انتخاب ها سرنوشت سازند!
وقتی می گوییم انسان حق انتخاب دارد، نه یعنی همه انتخابهایش اثر بالسویه دارد! واضح است در نظام علّی عالم هر موجودی اثر خود را دارد پس انتخاب خوب و بد مطرح می شود. همسر و شوهر خوب مثل بد نیست. رفیق بد مثل خوب نیست!
انتخابهای سیاسی-اجتماعی هم همینطور است. زنجیره ای انتخاب، سرنوشت ما را می سازد.
باید توجه کرد، "سکوت" هم یک انتخاب است!
انتخاب علی(ع) یا دیگری، یا سکوت دربرابر غصب حق علی(ع) یک نتیجه ندارد؛ اما همزمان با این نباید به زور همه گزینه های محتمل جلوی اختیار سلب و مردم به زور و اکراه پای گزینه علی(ع) آورده شوند! این هم یعنی آزادی!
یعنی تعیین سرنوشت آزادانه!
لذا فرمود: "لنا حق" ما از طرف خدا حق (امامت و ولایت) داریم؛ "اِن اعطیناه" اگر به ما اعطائش کنند (یعنی به زور نمی گیریم) "و الا رکبنا اعجاز الابل و ان طال السری" اگر حق را به ما اعطاء نکردند، ترک شتر می نشینیم ولو شب روی طول بکشد!
هردو سوی سخن درش هست هم: آزادی تعیین سرنوشت و عدم اکراه به گزینه خاص(حتی حق)/ هم اثر وضعی انتخاب بد و سرنوشت سازی اش برای فرد و جامعه: می فرماید "وان طال السری" یعنی انتخاب غیر او، ظلمت می سازد! روابط جامعه را تیره می کند.
•
نمونه: زنجیره انتخابهای عبدالله بن عمر!
- او قیّم شورای ۶نفره خلافت است که تخلف نکنند/ بعد قتل عثمان با حضرت امیر(ع) بیعت نکرد!/ بهانه اش "اجماع مردم" بود! گفت: بیعت نمی کنم تا همه مردم بیعت کنند!/ با وجودی که جز شام همه در بیعت علی(ع) مباشر یا با نماینده بودند و چنین بیعتی در تمام دنیای گذشته در یونان و روم و ایران و اسلام سابقه نداشت!
- از آن توقع رای عموم مردم بعد تنزل کرد و با معاویه بیعت کرد!/ معاویه در دومة الجندل با فریب یک انگشتر در آوردن و دست کردن حَکَم ها خلیفه شد و کلا ۴۰۰نفر بیشتر حاضر نبودند!
- با ولایتعهدی یزید اول مخالفت کرد/ اما در مکه سه دیدار با سیدالشهدا کرد که او را به صلح با یزید تشویق کند!/ بعد عاشورا به یزید نامه نوشت و با ولید حاکم مدینه از طرف او بیعت کرد!/ در واقعه عجیب حرّه جانب مردم نایستاد و خویشان را تهدید هم کرد که بیعت با یزید را نشکنند!/ در عاشورا از جنگ با یزید ترسیدند، حالا یزید به جنگشان آمد! از اسارت زنان و دخترانشان ترسیدند، حالا سه شبانه روز تجاوز به دختران و زنان مدینه مباح شد!
- در زمان عبدالملک مروان شبانه رفت تا بیعت کند! توجیهش این بود که نکند به مرگ جاهلی بمیرم و امامم را نشناسم!/ حجاج بن یوسف پایش را دراز کرد تا با پایش بیعت کند!
⬅️ این زنجیره انتخاب در همین سوی عالم قبل از قیامت به ما عیان می کند: انتخابها به هم مربوط و سرنوشت سازند! قیّم شورای خلافت و کاندید خلافت را چنین زبون و ذلیل می کند.
☑️
@m_ghanbarian