🔴 نقد معاد توسط ▪️قسمت دوم 🔽 برخي‌ از عالمان‌ ديني‌ فلسفي‌ مشرب‌ كه‌ در مسأله‌ معاد، وجه‌ تديّن‌ و تشرّعشان‌ بر وجه‌ تفلسفشان‌ پيشي‌ گرفته‌ است‌، از ديدگاه‌ فلسفي‌ در باب‌ معاد احتراز جسته‌ و به‌ معاد جسماني‌ ـ كه‌ منطبق‌ با قرآن‌ و عترت‌ است‌ ـ تصريح‌ كرده‌اند كه‌ در ذيل‌ به‌ نقل‌ پاره‌اي‌ از اين‌ اعترافات‌ مي‌پردازيم‌: 🔻محقق‌ دواني‌ (م‌ 908 هـ) «آنچه‌ از بيانات‌ اهل‌ شرع‌ درباره‌ مسأله‌ معاد به‌ دست‌ مي‌آيد، همانا جسماني‌ بودن‌ معاد است‌. پس‌ عقيده‌ بر چنين‌ معادي‌، واجب‌ و منكرش‌ كافر است‌ و به‌ اتفاق‌ همه‌ خداپرستان‌، معاد از ضروريات‌ است‌ و آيات‌ قرآن‌ بر جسماني‌ بودن‌ آن‌ صريحاً دلالت‌ دارند، به‌طوري‌ كه‌ تأويل‌ و شبهه‌ براي‌ احدي‌ باقي‌ نمي‌ماند: مثلاً در آيه‌ 78 از سوره‌ يس‌ چنين‌ آمده‌: «و ضرب‌ لنا مثلاً و نسي‌ خلقه‌، قال‌ من‌ يحيي‌ العظام‌ و هي‌ رميم‌»، علماي‌ تفسير مي‌فرمايند، اين‌ آيه‌ موقعي‌ نازل‌ شد كه‌ ابي‌ بن‌ خلف‌ استخوان‌ پوسيده‌اي‌ را با دست‌هاي‌ خود نرم‌ كرد و گفت‌: اي‌ محمد! تو مي‌گويي‌ اين‌ استخوان‌ها كه‌ پوسيده‌اند، زنده‌ خواهد شد؟ فرمود: آري‌ تو هم‌ زنده‌ و مبعوث‌ مي‌شوي‌ و بعد از قيامت‌ وارد جهنم‌ خواهي‌ شد.» (آشتياني‌، سيدجلال‌ الدين‌، مقدمه كتاب‌ المبدأ و المعاد/ 48) 🔻ملااسماعيل‌ خواجويي‌ (م‌ 1173هـ) «اي‌ برادر عزيز ـ كه‌ خداوند تو را تأييد نمايد ـ بدان‌ كه‌ قدر ضروري‌ از دين‌ و آنچه‌ كه‌ واجب‌ است‌ مسلمانان‌ بدان‌ ملتزم‌ باشند، ايمان‌ به‌ معاد بدني‌، بدان‌ صورتي‌ است‌ كه‌ صاحب‌ شريعت‌ ـ كه‌ بر آورنده آن‌ و خاندان‌ او درود باد ـ آن‌ را آورده‌ است‌، آن‌ هم‌ ايماني‌ مجمل‌ بدون‌ نياز به‌ بحث‌ و فحص‌ از حقيقت‌ و كيفيت‌ آن‌؛ پس‌ آن‌ كس‌ كه‌ چنين‌ ايماني‌ حاصل‌ كند، حقيقتاً [به‌ معاد] مؤمن‌ است‌ و هيچ‌نيازي‌ به‌ تفتيش‌ ندارد، چه‌ آن‌كه‌ ممكن‌ است‌ دچار شبهه‌اي‌ شود كه‌ از پاسخ‌ آن‌ درماند و در نتيجه‌ حيران‌ و سرگردان‌ شود و بلكه‌ در زمره ملحدان‌ و منكران‌ قرار گيرد، در عين‌ حال‌ كه‌ مسأله‌ [معاد جسماني] امري‌ واضح‌ و روشن‌ است‌.» (آشتياني‌، سيدجلال‌ الدين‌، منتخباتي‌ از آثار حكماي‌ الهي‌ ايران4/‌ 302،) و همچنين‌: «اما اين‌ سخن‌ كه‌ چون‌ معاد روحاني‌ را غالب‌ مردم‌ نمي‌فهميده‌اند، پس‌ به‌ عنوان‌ معاد جسماني‌ از باب‌ تمثيل‌ و تشبيه‌ معقول‌ به‌ محسوس‌، مطرح‌ شده‌ است‌، تكذيب‌ پيامبران‌ الهي‌: است‌ زيرا در آن‌ صورت‌، آنچه‌ از آن‌ خبر داده‌اند [معاد جسماني]، مطابق‌ با واقع‌ نيست‌.» (همان/ 305) 🔻شيخ‌ محمد تقي‌ آملي‌ (م‌ 1391هـ) آيت‌الله‌ شيخ‌ محمدتقي‌ آملي‌، از اساتيد مسلّم‌ فلسفه‌ در كتاب‌ دررالفوائد پس‌ از نفي‌ معاد مثالي‌ مطرح‌ شده‌ در اسفار، به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ همان‌ معاد روحاني‌ است‌، مي‌نويسد: «قسم‌ به‌ جانم‌ كه‌ اين‌ معاد، مخالف‌ است‌ با آنچه‌ شرع‌ مقدس‌ فرموده‌ است‌ و من‌ خداوند را و فرشتگان‌ را و پيامبران‌ و رسولان‌ خدا را گواه‌ مي‌گيرم‌ در اين‌ ساعت‌، كه‌ ساعت‌ سوم‌ از روز يكشنبه‌ چهاردهم‌ ماه‌ معظم‌ شعبان‌ سال‌ 1368هـ.ق‌ است‌، كه‌ درباره‌ معاد جسماني‌، معتقدم‌ به‌ آنچه‌ قرآن‌ كريم‌ فرموده‌ است‌ و حضرت‌ محمد صلي الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام به‌ آن‌ اعتقاد داشته‌اند و امت‌ اسلام‌ بر آن‌ (و قبول‌ آن‌) اجماع‌ كرده‌اند؛ و من‌ ذره‌اي‌ از قدرت‌ خداوند را منكر نمي‌شوم‌.» (دررالفوائد2/ 460) 🔻ميرزا احمد آشتياني‌ (م‌ 1354 ش‌) وي‌ نيز كه‌ از مدرسان‌ به‌ نام‌ فلسفه‌ بوده‌ است‌، درباره معاد مورد نظر ملاصدرا در اسفار مي‌نويسد: «اين‌ صوري‌ [ابدان‌ مثالي‌] كه‌ اصولي‌ [اصول‌ يازده‌گانه صدرايي‌] براي‌ اثبات‌ آن‌ تأسيس‌ كرديد و قواعد آن‌ را محكم‌ ساختيد و بنيان‌ آن‌ را استوار داشتيد و افكار خود را در تبيين‌ آن‌ خسته‌ كرديد، به‌ هيچ‌ روي‌ با بدني‌ كه‌ در رستاخيز بزرگ‌ محشور مي‌گردد منطبق‌ نيست‌؛ اگرچه‌ در ظاهر كار با قالب‌هاي‌ مثالي‌ عالم‌ برزخ‌ ممكن‌ است‌ انطباق‌ داشته‌ باشد. بنابراين‌ «انكار معاد جسماني‌» و بازگشت‌ روح‌ها به‌ بدن‌ها ـ كه‌ عقل‌ سليم‌ نيز با آن‌ مساعد است‌ ـ مخالف‌ نص‌ّ قرآن‌، بلكه‌ مخالف‌ همه اديان‌ است‌ و انكار يك‌ امر ضروري‌ در اسلام‌ مي‌باشد. خداي‌ متعال‌ خود ما را از لغزش‌هاي‌ وهمي‌ و آراء بزك‌ كرده‌ به‌وسيله شيطان‌، محفوظ‌ نگاه‌ دارد.» (معاد جسماني‌ در حكمت‌ متعاليه‌/ 219، به‌ نقل‌ از لوامع‌ الحقائق‌ في‌اصول‌ العقائد/44) کانال معرفتی "معارف الشیعه " @maaref_shiaa