یاران عرض کردند: ای امیر مؤمنان! وقتی شما این حقیقت اسم اعظمِ الهی را به تمامه دارید، دیگر چه نیازی به انصار و یاران برای جنگ با معاویه و دیگران دارید؟ چرا مردم را برای جنگیدن دوباره با معاویه فرا میخوانید و آنها را برای جنگ بسیج میکنید؟
حضرت فرمود:
«بَلْ عِبَادٌ مُّکْرَمُونَ * لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ» [انبیاء/ ۲۷-۲۶]
[من از آنهایم که خداوند فرمود: بلکه (ایشان) بندگانی ارجمند هستند * که در سخن بر خداوند سبقت نمیگیرند، و خود فقط به دستور خداوند عمل میکنند]،
لذا من در این دعوت مردم به جهاد و جنگ با معاویه، آن را برای ثبوت و اتمام حجت الهی بر مردم، و کمالی [الهی] که در این سختی و محنت [برای مردم] است، انجام میدهم و مردم را به جنگ با معاویه فرا میخوانم،
و اگر از جانب خداوند متعال اجازهی هلاک کردن معاویه را داشتم، تأخیری در این امر پیش نمیآمد، لیکن خداوند آن گونه که خودش اراده نموده، میخواهد بندگانش را [طبق مشیتش] امتحان نماید.
یاران گفتند: پس ما [پس از شنیدن کلام حضرت] در حالی که آنچه (از اسم اعظمِ الهی) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) داده شده را امری عظیم یافتیم، از حضورش مرخص شدیم.
🔹
🌐 [ترجمه تفسیر روایی البرهان (با کمی تغییر)، ج۷، صفحه ۴۲]
https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/409298
🔸
@Salehi786