امام خامنه ای :
وصیّتنامه شهید باغانی رابسیار بخوانید.
وصیّتنامهاش را ۱۰ بار، ۲۰ بار بخوانید! بنده مکرّر خواندهام؛ او یک جوان است.
وصیت نامه شهید باغانی:
اینجانب ناصرالدین باغانی بنده حقیر خداوندم. چند جمله ای را به رسم وصیت می نگارم. سخنم را درباره عشق آغاز میکنم. ما را به جرم عشق مواخذه می کنند.گویا نمیدانند که عشق گناه ما نیست.اما کدام عشق
خداوندا! معبودا! عاشقا! مرا که آفریدی عشق به مادر را به من یاد دادی پس عشق به پدر و مادر را به من ودیعت نهادی.به دنیا عشق ورزیدم.اما همه این ها بعد از مدتی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو. یعنی فهمیدم که لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنون» فهمیدم وقتی شرایط عوض شود «یَفِرُّ الْمَرءُ مِن اخیهِ وَ اُمِّهِ وَ اَبیهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیهِ. پس به عشق تو دل بستم. بعد از مدتی که با تو معاشقه کردم یکباره به خود آمدم و دیدم که من کوچکتر از آنم که عاشق تو شوم و تو بزرگتر از آنی که معشوق منن باشی. فهمیدم که در این مدت که فکر میکردم عاشق تو هستم اشتباه میکردم. این تو بودی که عاشق من بودی ومرا میکِشاندی. آری تو عاشق من بودی و هر شب مرا بیدار میکردی و به انتظار یک صدا از جانب معشوقت می نشستی. اما من بدبخت ناز میکردم و شب خلوت را از دست می دادم و می خوابیدم. اما تو دست برنداشتی و این قدر به این کار ادامه دادی تا بالاخره مرا به چنگ آوردی و من فکر میکردم که با پای خود آمده ام! وه چه خیال باطلی!
جای شهدا خالی