#مهمان
#قسمت_سوم
برای همین در ازای این کمک از حاج آقا خواستم یه وام بهم بدن که کمک هزینه سفر منو فاطمه زهرا باشه..
خدا خیرش بده که قبول کرد و وام رو بهم داد.منم قرار شد ماهانه از پول حقوق کمیته اقساط رو پرداخت کنم.. میدونستم که شرایط زندگیم سخت تر میشه اما خدا بزرگه ..
با دخترم راهی امام رضا شدیم آخ که چقدر اون لحظه ذوق داشتم ...
دلم میخواست هر چه زودتر برسم حرم و وسط حرم با دلی که پر از غم و غصه است برای امام رضا زار بزنم و از دلتنگی هام براش بگم ...
وقتی که رفتیم هوا خیلی سرد بود برای دخترم کاپشن و وسایل گرمایی نبرده بودم..
هر چند دخترم لباس گرمایی مناسبی نداشت. با خودم فکر کردم از باقی مانده پول وام یه کاپشن براش بخرم که سردش نشه ..رسیدیم مشهد و از قطار پیدا شدم .. با کلی ذوق و شوق به سمت حرم رفتم خیلی دلتنگ آقا امام رضا بودم..
#ادامه_دارد.
#کپی_حرام.