🔹️به نظر میآید با فرمول سه سؤالیِ رمزگشایی توطئهها، به آسانی میتوان دریافت طراح و عامل اصلی عملیات ۱۵ بهمن چه تشکیلاتی بوده و امثال فخرآرایی و کارت خبرنگاری روزنامه حامی آیتالله کاشانی، سند جعلی ماجرا بوده و نمیتوانسته اساسا وجود داشته باشد.
📌آتشسوزی سینما رکس آبادان
🔹️در آتشسوزی سینما رکس آبادان بهرغم وجود تمامی اسناد و مدارک معتبر از دخالت ساواک و اجیرشدگان رژیم شاه در آن ماجرا برای انتقام از نهضت امام، باز هم انقلابیون، متهم ماجرا و از سوی رسانهها و بوقهای تبلیغاتی خارجی به عنوان عامل اصلی معرفی شدند، اما همان فرمول سه سؤالی میتواند تا حدود زیادی مجرمان اصلی را مشخص کند.
🔹️اول؛ اینکه ایستگاه آتشنشانی در نزدیکی محل سینما قرار داشته ولی مامورانش دو ساعت پس از وقوع حادثه در محل حاضر شدند و آن هم به صورتی که برخی ماشینهای آتشنشانی بدون آب و فاقد مواد اطفای حریق بودند و همین تاخیر زمانی برای شهربانی که کلانتریاش در ۳۰۰ متری محل سینما قرار داشت، نیز روی داد که تا یک ساعت، هیچکدام از ماموران شهربانی در محل حاضر نشدند.
🔹️دوم؛ بر اساس ابراز خشم مردم انقلابی نسبت به سالنهای سینما در کنار مشروبفروشیها و بانکها به عنوان مراکز فساد رژیم شاه، چنین واقعه دلخراشی میتوانست بیش از همه به نفع رژیم شاه تمام شود که با متوجه ساختن آتش زدن سینما به سمت انقلابیون، دشمن خود یعنی مبارزان پیرو امام را بهشدت آچمز کرده و به روال معمول، آنها را مسئول چنین فاجعهای جلوه دهد.
🔹️سوم؛ پوشش دادن آن فاجعه توسط رادیو تلویزیون و مطبوعات وابسته در حالی که انقلابیون به رسانههای سراسری دسترسی نداشتند و به همین دلیل هم نمیتوانستند مانند رژیم شاه روی چنین حادثهای مانور دهند، اما هم مزدوران شاه با استفاده از رسانههای خود و هم حامیان غربی او در رسانههای وابسته به خود، بهخوبی توانستند تئوری خود را علیه نهضت امام و انقلابیون پیش ببرند.
📌ماجرای ایذه و کیان پیرفلک
🔹️نشریه معتبر و بینالمللی کریدل (The Cradle) درباره یکی از همین روایتهای متفاوت گزارشی دارد. روایتی که کریدل انتخاب کرده، ماجرای چهارشنبه خونین ایذه در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ و در جریان درگیریهای این شهر بود که با تیراندازی تروریستها، هفت نفر از هموطنان از جمله دو کودک به نامهای کیان و آبتین به شهادت رسیدند.
🔹️تیتر گزارش کریدل که در ۲۳ نوامبر ۲۰۲۲ مقارن ۳ آذرماه ۱۴۰۱ (یعنی یک هفته پس از واقعه خونین ایذه) انتشار یافت، این بود: «جنگ روایت: چه کسی کودک را در ایذه ایران کشت؟» و در ذیل آن آمده بود: «مرگ یک پسر جوان در هفته گذشته نشان میدهد چگونه روایتها عمداً در تعارض تحریف میشوند...»
🔹️چه کسی میتوانست تیراندازی کند؟ این نشریه بینالمللی در ادامه گزارش مستند خود نوشت: «... مخالفان، نیروهای انتظامی را متهم به تیراندازی و قتل کیان کردند. اما دو روز بعد، فیلمهایی از شبهای ناآرام در ایذه در شبکههای اجتماعی پخش شد. آن فیلمها جزئیات ناشناخته قبلی از فعالیتهای مخالفان را فاش کردند، مثل تیراندازی و پرتاب سنگ برای از بین بردن دوربینهای نظارت محلی... اما قابل توجهترین فیلم در طول این رویدادها یک فیلم سه دقیقهای است که توسط دوربین بدنه (یکی از ماموران) ضبط شده است. این فیلم از آن نظر حائز اهمیت است که وقایع منجر به مرگ کیان را ثبت کرده است. ضمنا با ادعای مادر او در تضاد است.
🔹️از طریق مکالمات ضبط شده بین اعضای نیروهای امنیتی توسط دوربین بدن، متوجه میشویم هیچیک از آنها مجهز به تفنگ یا گلولههای جنگی یا کشنده نبودند، آنها تفنگ پینتبال داشتند و تفنگهای ساچمهای آنها واجد گلولههای لاستیکی بود...»
🔹️نشریه کریدل در پایان گزارش خود نوشته است: «... جزئیات بیشتر داستان شروع به مبهم شدن میکند و جنگ روایتها شروع میشود...»
🔹️اما در اینجا نیز همان فرمول سه سؤالی آن مامور سازمان CIA به جواب صحیحتر و نزدیک به واقعیت کمک میکند؛ چه کسی توانایی تیراندازی به اتومبیل خانواده پیرفلک را داشت؟ (بعدا دوربینهای مدار بسته و همچنین شبکههای مجازی حامی تروریستها، عملیات و تصاویر مسلح آنان را با افتخار انتشار دادند!) چه کسی از کشته شدن دلخراش یک پسر بچه ۹ ساله سود برد؟ (نظام جمهوری اسلامی یا اغتشاشگران و حامیان آنها؟) کدام طرف با انواع و اقسام رسانهها و شبکه وسیع مجازی خود توانست این ماجرا را بنا به روایت خود، سمت و سو دهد؟
🔹️این فرمول سه سؤالی را میتوان برای تشخیص روایات صحیح از وقایع مشابه مانند مرگ ندا آقاسلطان در جریان فتنه ۱۳۸۸ و اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ نیز بهکار گرفت.
💠
@masaf_najva