🔥خاطرات واقعی یک تکفیری (لقمان امینی) به قلم خودش
📖کتاب داستانی دام تکفیر
💢
#فصل_دوم «قسمت ۴»
😡تعصب بی جا
⚔️بحث آن شب من با ماموستا به روال عادت وهابی ها از برادر جان برادر جان شروع شد و به جمله های دو پهلویی رسید که بوی تکفیر می داد تا این که ماموستا برای خاتمه این بحث بی نتیجه :گفت: «با این که شرط بحث ما با هم کنار گذاشتن تعصب بود و تو آن را رعایت نکردی اما این مطلب را هم به خاطر رضای خدا و برای خاتمه بحث عرض میکنم: وهابیت اولین فرقه در داخل اسلام نیست و آخرین هم نخواهد بود
👈اما تفاوت شما با سایر فرقه ها این است که یک درصد هم احتمال نمی دهید که شاید شما اشتباه میکنید و دیگران راست میگویند تا حالا به این فکر کردید که اگر احتمالاً فکر و عقیده شما وهابیها حق نباشد تکلیف این همه تکفیر و ریختن خون بی گناه چه میشود؟؟؟؟
⁉️چرا فکر میکنید که حق مطلق شما هستید؟ چرا فکر می کنید که دقیقاً در همان راهی قدم بر میدارید که رسول خدا(ص) قدم برداشته اند، در صورتی که حتی برخی از صحابه ایشان هم بعد از فوت آن حضرت و قطع ارتباط وحی از ایمان خود میترسیدند، مگر شما نعوذ بالله به وحی متصل هستید که یک ذره هم از ایمان خود نمی ترسید و همه را به جز خود کافر میدانید؟
🔻گفتم از خدا بترسید ماموستا این چه حرفی است کجا صحابه
رسول الله (ص) از ایمان خودشان ترسیدند؟
ماموستا سری تکان داد و گفت: یکی از اصحاب رسول الله (ص) به
اسم ابن ابی ملیکه می فرماید:
👌👌من سی نفر از صحابه نبی(ص) را درک کردم که همگی بر ایمان خود از
نفاق بیم داشتند. (صحیح بخاری باب ترس مؤمن از این که عملش باطل شود و خودش نداند
«وَقَالَ ابْنُ أَبِي مُلَيْكَةَ : أَدْرَكْتُ ثَلَاثِينَ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، كُلُّهُمْ
يَخَافُ النِّفَاقَ عَلَى نَفْسِهِ»)
✅این حدیث به خوبی معلوم میکند که ادعای پیروی از سنت و سیره رسول خدا(ص) چه میزان کار دشواری است که حتی اصحاب نیز در آن از خود بیم داشتند چه برسد به ما که حدود ۱۴۰۰ سال از زمان ایشان دور هستیم، شما وهابی ها انگار نعوذ بالله با وحی مرتبط هستید که این گونه خود را حق و غیر خود را نه تنها باطل بلکه کافر میدانید.
🔰آن شب با نزدیک شدن به ساعت ۱۲ بحث به همین جا ختم شد و بعد از رفتن ماموستا ناخواسته به فکر حرفهایش و حدیثی که برایم خوانده بود افتادم با این که نزد ماموستا به روی خودم نمی آوردم اما حرف هایش کلی سؤال برایم درست کرده بود و فکرم را از آن چیزی که بود مشغول تر کرده بود.
📚اما اگر گفته های ماموستا صحیح نبود و اصطلاحاً سندیت نداشت چه؟ با خودم گفتم شاید سند گفته های ماموستا دروغ باشد و دعا می کردم حس عذاب آوری که نسبت به کارهای گروه پیدا کردم ربطی به عقیده و هابیت نداشته باشد با خودم می گفتم ای کاش شکی که برایم پیش آمده زود بر طرف شود ولی گفته های ماموستا این شک را بیشتر و بیشتر کرده بود، بعضی وقتها آرزو میکردم ای کاش زمانی که هیچ شکی نسبت به عقیده ام نداشتم می،مردم اما اگر کارهایم به جای مجاهدت جنایت و جهالت می بود چه؟ باز جرأت داشتم که مرگ را آرزو کنم؟
😠احساس قبول اشتباه بودن عقیده ام برایم غیر ممکن بود و چون وهابی ها هر جایی که جوابی برای سؤالات مخالفین پیدا نمی کردند می گفتند یا آدرس های کتاب دروغ است یا احادیث ضعیف اند، دلم را به این خوش کردم که همه چیز دروغ و به زودی شکهایم بر طرف می شود. چند تا از کتاب هایی که ماموستا از آنها نقل قول می کرد را داشتم و به امید پیدا کردن آدرس ها به سراغشان رفتم بعد از این که چند تایی از آدرسها را پیدا کردم و تقریباً از صحت گفته های ماموستا مطمئن شدم، با جمع و جور کردن افکار آشفته ام کلی با خودم کلنجار رفتم و تصمیم گرفتم که کمی بیشتر تحقیق کنم و اگر سند سایر حرفهای ماموستا هم درست باشد برای این که راه حق را پیدا کنم دل را به دریا بسپارم و بیشتر پیش ماموستا بروم.
🧐🧐چند روز بعد مشغول تحقیق روی حرفهای ماموستا شدم و برای این کار به هر دری میزدم از گشتن در اینترنت کتابخانه ها، کتاب فروشی ها و مساجد گرفته تا رفتن پیش دوست و آشنا آخر سر هم به این نتیجه رسیدم که ماموستا امین همان کسی است که میتوانم از او کمک بگیرم.
👈ادامه دارد...
🙏کانال مفتاح را به دوستان خود معرفی کنید.
#مفتاح
#جهاد_تبیین
#وهابیت
#دام_تکفیر
•••••✾•🌿🌺🌺🌿•✾••••
@meftahgolestan