همه چیز درباره بیشتر مردم با مقوله‌ای تحت عنوان «استخاره» آشنایی دارند و بارها یا خودشان برای امری استخاره کرده‌اند و یا از کسی خواسته‌اند که برایشان استخاره کند. «استخاره»؛ دو معنای عام و خاص دارد؛ معنای عام آن، «طلب خیر از خداوند متعال» می‌باشد که شخص مؤمن و متوکل، در هر آنی، هر امری و هر کاری، از خداوند متعال طلب خیر می‌کند، چرا که می‌داند او خالق، مالک و ربّ است و هر چه خیر است، از اوست؛ چنان که فرمود: «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آل عمران، 26) - بگو: بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خیرها (خوبی‌ها) به دست توست و تو بر هر چيز توانايى. معنای خاص «استخاره»، همین تفألی است که به قرآن مجید می‌زنند و بر اساس آیه، می‌گویند: «خوب است انجام بده، یا بد است و انجام نده». اما، این «استخاره» نیز تعریف و شرایط دارد و چنین نیست که هر کسی برای هر کاری، قرآن کریم را باز کند و بگوید: «خوب است - بد است»! ●- اولاً قرآن مجید، برای استخاره یا سرکتاب باز کردن و ... نیامده است، بلکه کلام الله است و برای هدایت انسان، از سوی خداوند متعال نازل شده و توسط اشرف مخلوقات و خاتم الانبیاء، حضرت محمد صلوات الله علیه و آله، به مردم ابلاغ شده است؛ اما برخی به رغم ادعای مسلمانی، جز به هنگام تبرک در سفرۀ عقد یا سر قبر و نیز هنگام استخاره، با قرآن کریم کاری ندارند! ●- ثانیاً خداوند متعال آدمی را از موهبت عقل، فکر، علم و فهم برخوردار نموده است و نه تنها هرگز نفرموده که تفکر و تعقل را تعطیل کن و برای هر کاری استخاره کن، بلکه فرموده در هر امری تفکر و تعقل کنید. حکایت - 1 می‌گویند: شخصی کاسۀ لعابی ماست را در دست گرفت و استخاره کرد که آن را مثل پسته به هوا بیندازد و در پایین آمدن بخورد! پاسخ استخاره برای او خوب آمد و کاسۀ ماست روی صورت افتاد و شکست و ...! پرسید: پس چرا خوب آمد؟! همراهش گفت: «برای احمقی مثل تو، باید خوب بیاید تا بفهمی ماست را اینگونه نمی‌خورند!» حکایت - 2 مرحوم آیت الله حائری شیرازی، در مسجد امیرالمؤمنین علیه السلام، واقع در شهرک محلاتی، منبر داشتند. روزی پس از اتمام سخنرانی و پایین آمدن از منبر، جوانی به ایشان گفت: «حاج آقا! ممکن است برای من استخاره‌ای بنمایید؟» ایشان فرمودند: «خیر؛ برای شما استخاره نمی‌کنم، چون شما مستأصل نیستید». این بیان کوتاه، درس‌ها و حکمت‌ها داشت؛ اول آن که به آن جوان فهماند که عقل، شعور، فهم، منطق، قدرت فکر، تحقیق، مطالعه و مشورت داری؛ پس برو از این نیروها و نعمت‌ها استفاده کن. دوم آن که استخاره وقتی جایز می‌شود که آدمی واقعاً برای انجام کار درستی، در حیرت بماند و واقعاً مستأصل شود که آیا انجام بدهد یا ندهد؟! تذکر: فرض نمایید که کسی برای خرید خودرویی استخاره می‌کند و خوب هم می‌آید و او آن خودرو را می‌خرد. اما، پس از چند ماه، هنگام رانندگی، عقل شریف را تعطیل می‌کند، با سرعت غیر مجاز می‌راند، سبقت بی‌جا می‌گیرد ... و بالاخره تصادف می‌کند! خودرو کلاً از رده خارج می‌شود و خودش مصدوم! می‌پرسد: «پس چرا استخاره خوب آمده بود؟!» بله، استخاره برای خرید این خودرو و استفادۀ درست و بهینه خوب آمده، نه برای هر کاری که تو بعداً انجام می‌دهی. با دختری مؤمنه، عفیفه، با اخلاق و کفر ازدواج کردی، اما پس از مدتی بداخلاق شدی و یاد نگرفتنی که زندگی را مدیریت کنی و با او رفتار مناسبی داشته باشی، لذا اختلافات و حتی طلاق نیز پیش می‌آید. منبع : https://www.x-shobhe.com/note/12624.html 👇👇👇 ┏⊰✾✾⊱━━━─»»»━━┓ 🆔 @mobahesegroup ┗━━─»»»━━━⊰✾✾⊱┛ https://eitaa.com/joinchat/1402208256Cb57404510b ادامه پست بعدی👇👇👇