🌟 قبساتی از افاضات استاد صمدی آملی در شب هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۲ ه.ق🌟 ✨برابر با ۱۴۰۰/۲/۹✨ 💢جلسه بیست ‌و نهم شرح رساله لقاءالله💢 قسمت اول⬇️⬇️ (از ۱ تا ۱۰ دقیقه) ✴️ حدیث امام صادق یک طریق و راهی‌ست فراروی کسانی که بخواهند به محضر قرآن کریم تشرّف پیدا کنند. قرآنی که در اولین بار و بِالاَصالة بر پیغمبر اکرم بصورت اِنزال دفعی و سپس به اِنزال تدریجی و در طیِ بیست و سه سال نازل شده است 🔶 این حدیث میتواند شرح و تفسیرِ روایات و احادیثی باشد که جناب کلینی در اصول کافی، کتاب القرآن آورده است 🔴 انزال تدریجی؛ یعنی اینکه پیغمبر، در مقام نبوّت تشریعیّه وحیِ تشریعیِ الهی را برای مردم بیاورد که مردم در اعتقادات و آداب و سنن ، احکام شریعی و در اخلاقیات به صفاتِ انسانیِ الهیِ ربانی متّصِف شوند. 🔶 امام صادق علیه الصّلوات و السّلام می‌‌خواهد به ما تفهیم کند که ما هم همین قرآن کریم را به همه‌‌ی تفسیر و تأویل و حقایق و معارف آن، از حق متعال و از جدولِ وجودیِ حضرت خاتم انبیاء تلقّی می‌کنیم. ♦️همه‌ی ائمه علیهم السّلام محقِّق و مُتَحقِّق هستند و مُقلِّد نیستند. تمام انبیای عِظام هم محقِّق هستند. 💢 محقق کسی است که علمِ به احوالِ اعیانِ موجودات برای آنها به اندازه‌ی سِعِه‌ی وجودی ، و مراتبِ وجودی آنان ، مُحَقَّق می‌‌شود. حقایق را می‌چشند ، می‌‌یابند و در آنها حقایق ، پیاده می‌شود. 🔶 هر چه را که جناب رسول الله می‌‌یابد و می‌‌چشد، آنها هم می‌‌یابند و می‌‌چشند نه اینکه صرفاً تقلید کنند. حتی پیامبران نیز اینطور نیست که از پیامبران قبل از خود ، تقلید کنند. ❇️ در وادیِ صاحبانِ عصمت ، تقلید نداریم ، تحقیق داریم. باید به حقایق نظامِ هستی و اَسماءُالله مُتحقّق شوند. و اَسماءُالله در آنها پیاده شود. ⬅️ هر پیامبری به وِفقِ سِعِه‌‌ی وجودی خود، باید اَسماءالله را بیابند، وحی را باید بچشند‌. لذا تمام انبیاء در باطن و سِرّ خود، از طرف حق متعال به نبوت برانگیخته و مبعوث می‌‌شوند. 🔶 انبیائی هم که از نبوت بالاتر رفته به مقام رسالت ، امامت، و اولوالعزم می‌رسند، باید وحی را بچشند و به اندازه خودشان، مُتَخَلِّق به اسماءُالله بشوند. صاحبانِ عصمت باید تَخَلُّق و تحَقُّق به اسماءُالله پیدا کنند. ✴️ مرحوم شیخ اکبر محی الدین در رساله‌‌ی اسماءالله ، هر اسمی را بصورتِ تخلُّق و تحقُّق دارد. و انسان به هر اسمی از اسماءالله مُتَّصِف شود، به اندازه‌‌ی ظرفیّت و جدول وجودی خودش به آن "اسم" راه پیدا می‌‌کند و آن "اسم" ، "ربّ" او می‌‌شود. 🔶 آنگاه از این ربّ ، حِصِّه‌‌ی وجودیِ خود را برمی‌‌دارد. هر کسی که مثلاً "یاالله" ، "یارحمن" ، "یاعلیم" ، "یاحکیم" .... می‌‌گوید کانّه به خزانه‌ی وجودیِ غیرمتناهیِ هر اسمی راه پیدا می‌‌کند. و مخزنِ آن اسم در ذات الهی، غیرمتناهی است. ⬅️ این شخص از جدول وجودی خود به این مخزن، اتصال پیدا کرده و مُتحقِّق می‌‌شود. یعنی به اندازه خودش، آن اسم در او تجَلّی می‌‌کند. 🔴 به این مقام، مُتحقّق به اَسماءالله، مُتجلّی به تجلیّات اَسمائی‌ می‌‌گویند. مقلّد نیست، محقق می‌‌شود. بالاتر از مجتهد است‌. ♦️ مجتهدِ اصطلاحی، زحمت می‌‌کشد احکام شریعه را استخراج می‌کند اما احتمال دارد احکامِ استخراجیِ او با متنِ واقع مطابقت نداشته باشد. ❇️ اما پیامبر نه تنها مقلد نیست، حتی مجتهد هم نیست. بالاتر از اجتهاد، محقِّق است یعنی حقیقتاً وحی را ادراک می‌کند و در اتصال به عالَم غیب وحی را می‌‌گیرد. در اتّصال به عالم غیب، به او اِنباء می‌‌کنند، خبر می‌‌دهند. 🔶 سپس به نبوّت تشریعی می‌‌رسد و خدای متعال او را مامور می‌‌کند که از حق به سوی خلق برود و پیام حق متعال و آنچه را که با سِرّ ، قلب ، عقل و سَرائِر وجودیِ خود ادراک کرده است، فقط آن اندازه ای را که به او ماموریت داده اند، به مردم اِنباء می‌کند. ✴️ پس اول مُحَدَّث می‌‌شود یعنی به او حدیث گفته می‌شود و اَسرار و حقایق از غیب به او داده می‌‌شود. ✅ بعد به او اجازه می‌‌دهند به مقداری که گفته اند بگو، آنها را برای مردم اِنباء می‌کند که نبیُّ‌‌الله می‌‌شود. (پایان دقیقه ۱۰) @modafeanzuhur