🌟ماجرای طبابت امام رضا علیه السلام در منطقه "رباط"سعد" خراسان🌟 قافله ای از خراسان به جانب کرمان بیرون آمد. دزدان راه را بر ایشان بستند و مردی از ایشان را که فکر می‌کردند اموال زیادی دارد، گرفتند و مدتی نزد خود نگه داشتند و او را شکنجه می‌کردند برای اینکه آن مرد خود را بواسطه دادن پول از دست اینان خلاص کند. از جمله او را در جایی پر از برف گذاشتند و [دست و پایش را] بستند و دهنش را از برف پر کردند. همسر یکی از دزدان، دلش به حال او سوخت و او را آزاد کرد و آن مرد فرار کرد. اما دهان و زبانش فاسد شد به طوری که قدرت بر سخن گفتن نداشت. آمد به خراسان و شنید که امام رضا علیه السلام در نیشابور است. در خواب دید گویا کسی به او می‌گوید: پسر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم وارد خراسان شده؛ درباره مریضی ات از امام سوال کن، چه بسا به تو دوایی سود بخش تعلیم کند. آن مرد گوید: در خواب دیدم که گویا نزد آن حضرت رفتم و از آنچه بر سر من آمده بود شکایت کردم و مریضی خود گفتم. حضرت به من فرمود: زیره و سعتر (آویشن) و نمک را با هم بکوب و دوبار یا سه بار در دهان بگیر که عافیت می‌یابی. پس آن مرد از خواب بیدار شد و فکر نکرد در آن خوابی که دیده بود و اعتنا به خوابش نکرد تا اینکه به دروازه نیشابور رسید. به او گفتند: امام رضا علیه السلام از نیشابور کوچ کرده و در منطقه "رباط سعد" است. در خاطرش افتاد که نزد آن حضرت رود و حکایت خود را به آن جناب بگوید شاید حضرت به او دوایی تعلیم کند که نفع بخشد. به رباط سعد آمد و بر آن حضرت داخل شد گفت: ای پسر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم! قصه من چنین و چنان است و دهان و زبانم تباه شده و حرف نمی توانم بزنم مگر به سختی. مرا دوایی تعلیم فرما که از آن سود ببرم. امام رضا علیه السلام فرمود: آیا تو را تعلیم نکردم؟ برو و آنچه در خواب به تو گفتم، همان را انجام بده. آن مرد گفت: یابن رسول اللّه! اگر صلاح میدانید یک بار دیگر بگویید. فرمود: کمی زیره و سعتر (آویشن) و نمک و را با هم بکوب و دو یا سه بار در دهان بگیر که به زودی عافیت می‌یابی. آن مرد گفت: آنچه را حضرت فرموده بود، انجام دادم و عافیت یافتم. ثعالبی گفت: از صفوانی شنیدم که می‌گفت من آن مرد را دیدم و این حکایت را از او شنیدم. منبع: بحارالانوار ج 49 ص 124 منتهی الآمال ج 2 ص 332 میزان العلم https://eitaa.com/myzan124