🔻 ولید خیلی با امیرالمؤمنین (علیه السلام) عناد داشت، یک وقتی روی منبر شروع کرد به بدگویی کردن از آقا امیرالمؤمنین و صحبت او طول کشید. 🔸 امام مجتبی (علیه السلام) هم گویا در مسجد بودند ولی ایامی بود که مامور به سکوت بودند. حضرت اباعبدالله می‌خواستند از کنار مسجد رد بشوند که یک نفر آمد و عرض کرد که یابن‌رسول‌الله این ولید روی منبر یک ساعت است نشسته و دارد به پدر شما امیرالمؤمنین علی علیه السلام ناسزا می‌گوید. 🔹 آقا اباعبدالله (علیه السلام) غضبناک شدند، جمعیت را شکافتند و بالای منبر رفتند و یقه‌ی او را گرفتند و او را به پایینِ منبر انداختند، عمامه‌ی او را دُور گردنش پیچیدند و داشتند او را خفه می‌‌کردند. 🔸 ولید به امام مجتبی (علیه السلام) رو کرد و گفت که آقا! به عصمت مادرت حضرت زهرا قَسَم، بگو که مرا رها کند. آقا امام مجتبی علیه السلام به برادرشان فرمودند: برادر یک عهدی بین ما بود که اگر کسی به عصمت مادر ما قسم داد سؤال او را بی‌جواب نگذاریم، حضرت اباعبدالله هم رها کردند و رفتند. 🔹 ببینید این‌ها با این شقاوت باز هم شرافت حضرت زهرا سلام الله علیها را قبول داشتند. ولید هر دفعه که حضرت امام حسن (علیه السلام) و حضرت اباعبدالله (علیه السلام) را در راه می‌دید، می‌گفت که اگر مادر شما فاطمه‌ی زهرا نبود، دیگر چه شرافتی داشتید؟ 🔸 چنین فردی که نماینده‌ی معاویه است نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) تواضع داشت، حتی این‌ها مقام حضرت زهرا سلام الله علیها را به نوعی، قبول کرده بودند؛ 🔹منتها آن‌ها [مهاجمین به خانه حضرت] چه جرأتی داشتند که به حضرت اهانت کردند؟! البته در نهایت دستِ همه‌ی این‌ها در یک کاسه بود. ولی تاریخ نقل می‌کند که آن‌ها حتی اشقیای آن‌ها، یک حدود ذهنی برای حضرت صدیقه‌ی طاهره(سلام الله علیها) قائل بودند. <کد 6125> ‌ ‌ ┄┅═✧ا﷽ا✧═┅┄ 💠 کانال رسمی حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری: ❁• تلگرام: t.me/nasery_ir ❁• ایتا: eitaa.com/nasery_ir ❁• واتساپ: www.al-hady.ir ‌ ‌ ‌ ‌