#امام_حسین #شب_جمعه
🔻 عصر عاشورا که خیمههای آقا سیدالشهداء (علیه السلام) را آتش زدند. کار حمید بن مسلم در عاشورا، تقریباً خبرنگاری بوده است.
🔸 او میگوید: یک دختر بچهی کوچکی را دیدم که گوشهی دامن او آتش گرفته بود. برای خاموش کردن این آتش به طرف او رفتم، ولی او ترسید و فرار کرد. دنبالش رفتم، مهربانی کردم و آتش دامنش را خاموش کردم.
🔹 وقتی این دختر بچه این مهربانی را از من دید. گفت: «یا شیخ! العطش قد اضرّ بی»، من خیلی تشنه هستم، ممکن است کمی آب به من [بدهید؟]. دست او را گرفتم و به کنار علقمهی آقا قمر بنی هاشم (علیه السلام) بردم.
🔸 آنجا در کنار آب، گفتم: دخترم! این آب [است]. اما دیدم متحیّر ایستاده است. به او گفتم: «علویّه إشربی»، آب بخور. دیدم که نمیخورد. دوباره و سهباره گفتم. یک آهی کشید که بند جگر من هم پاره شد.
🔹گفت: «یا شیخ! کیف أشرب؟ و قد قُتل أبی الحسین عطشانا». ای مرد چگونه آب بخورم در حالی که بابای من امام حسین علیه السلام با لب تشنه کشته شد.
کد ۴۳۵۲
┄┅═✧❁ااا❁✧═┅┄
🔺 کانال رسمی حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری:
👉🏻
@nasery_ir