🍂
🔶
گفتگو چهار فرمانده ارشد ۱۷
(تاریخ شفاهی)
الگوبرداری از اندیشه دفاعی جدید
محسن رضایی: این یک نکتة ظریفی دارد. صیاد شیرازی که آمد [فرمانده نیروی زمینی ارتش شد] تلاش زیادی کرد آن دستگاه فکری را [در نیروی زمینی ارتش] احیا کند. برداشتش این بود علت اینکه بچههای سپاه خوب میجنگند این است که بسیجیها را دارند. ایشان در ذهنش این آمد که اگر من هم بسیجیها و سپاهیها را داشته باشم ارتش میتواند بجنگد. مشکل ارتش این است که بسیج ندارد. بعد هم که ما اینهمه نیرو بهش دادیم و با نیروهای ارتش ادغام کرد، اما جواب نداد، بعد فکر کرد چندتا یگان از سپاه بگیرد. یگان هم بهش دادیم، باز نشد. درحقیقت آن دستگاه فکری حتی با گرفتن بسیج هم نتوانست سرپایش بلند شود.
غلامعلی رشید: ۵ هزار نفر بسیجی بهش دادیم.
محسن رضایی: نتوانست سرپایش بلند شود و احیا شود. آن دستگاه فکری نه با گرفتن بسیج حل شد نه با کمکگرفتن یگانهایی از سپاه. [دستگاه فکری سپاه] یک مجموعه بود.
غلامعلی رشید: واقعاً. پانزدهتا [فرماندهان عالی و یگانهای سپاه] نقش معلم را داشتتند. در مقام مقایسه، در سال اوّل یا ده ماه اول جنگ، یک دستگاه فکری حاکم بود؛ یعنی زمانیکه بنیصدر بالای سر ارتش بود تا پایان خرداد ۱۳۶۰، این دستگاه فکری به شکلی میجنگیده، هدف داشته، تاکتیک داشته، زمین را بهگونهای شناسایی میکرده، دشمن را بهگونهای، نوع طرحریزیهایش بهگونهای بوده، یا غافلگیری را در ذهن خودش میخواسته با آتشتهیه، با امکانات، با ابزار حل کند. اینها بوده توی ذهنش، اینها میرود کنار.
محسن رضایی: سازمانش، فرهنگش.
غلامعلی رشید: و دستگاه فکری سپاه از سال دوم میآید حاکم میشود تا پایان جنگ.
ادامه دارد
@defae_moghadas
🍂