شب های عاشقی محرم
پیچیده تو صحرا ، عجب بوی سیبی
با گریه می خونم ، امون از غریبی
ای وای ، قسم به اون شکسته سینه
بیا بریم حسین مدینه
داغ تو خواهرت نبینه
چه کربلایی ، چه نینوایی
میاد از این دشت ، بوی جدایی
خوابتو دیدم ، رو نیزه هایی
حسین ، عزیز زهرا
پر از اضطرابم ، پر از اشکه چشمام
که دنیا رو بی تو ، یه لحظه نمیخوام
اینجا ، پر از سپاه کینه دوزه
قراره پیر بشم یه روزه
تو خیمه معجرم بسوزه
اعوذ بالله ، من الکربلا
تو هر قنوتم ، میخوام از خدا
تو رو نبینم ، روی نیزه ها
حسین ، عزیز زهرا
#نوحه ورود به کربلا
#بانوای کربلایی محمدحسین حدادیان
#فارسی