4_5965144717225101262.mp3
3.42M
‍ ‍ ‍ ۹۶ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چهره از خون خدا کردی خضاب ای ذوالجناح! چون شرار افتاده ای در پیچ و تاب ای ذوالجناح! صیحه‌هایت از الظّلیمه، شیهه‌هایت یا حسین هر نفس داری هزاران التهاب ای ذوالجناح! ای بُراق تیر باران گشته در معراج خون از چه بر تن زخم داری بی‌حساب ای ذوالجناح! فاش بر گو ماه زینب را کجا انداختی در یم خون یا میان آفتاب ای ذوالجناح! گوش کن در قَلزم خون از گلوی خشک او دم به دم آید صدای آب آب ای ذوالجناح! چهره از خاک و غبار کربلا پوشیده‌ای یا ز خون صاحبت بستی نقاب ای ذوالجناح! قلب ما را سوختی این گونه سقایی مکن کم بریز از چشم گریانت گلاب ای ذوالجناح! باز شو سوی منای خون خلیلم را بگو خیمه‌ها زمزم شد از اشک رباب ای ذوالجناح! من ز سوز سینه خود با تو می‌گویم سخن تو به اشک دیده می گویی جواب ای ذوالجناح! با وجود آن که ریزد از دو چشمت سیل اشک زانویت را خون گرفته تا رکاب ای ذوالجناح! شیهه‌هایت شعله‌های نظم «میثم» می‌شود تا جهان را افکند در اضطراب ای ذوالجناح!