تا جسم سر جداى تو را دیدم، اى حسین! بر خویش از فراق تو لرزیدم، اى حسین! وقت جدایى از تو که با تازیانه بود چون چشمه‌هاى‌ زخم‌ تو جوشیدم،اى‌حسین! ما گام در طریق اسارت زدیم و حال ختم رسالتى است که بگْزیدم، اى حسین! من زینبم، که عشق تو بُردم به شهر شام این راه را به پاى تو پوییدم، اى حسین! رفتم به شام بهر قیام دگر ولى هر جا قدم نهاده خروشیدم، اى حسین! نخلى که کاشتى تو به خون اندر این زمین در شام و کوفه میوه از آن چیدم، اى حسین! بودم اگر اسیر ولى مُشت انتقام بر فرق دشمنان تو کوبیدم، اى حسین! دادم شکست دولت شب را که چون تو من بنیان‌گر حکومت خورشیدم، اى حسین! نقش از تو یافت واقعۀ کربلا و من تفسیر آن حماسۀ جاویدم، اى حسین! امروز بوسه بر سر خاک تو می‌دهم آن روز اگر گلوى تو بوسیدم، اى حسین! ترسم که لرزه بر تن صد پاره‌ات فتد گویم اگر که بى‌تو چه‌ها دیدم، اى حسین! توأم به اشک دیدۀ من بود و خون دل آبى اگر بدون تو نوشیدم، اى حسین! چون معجرم به غارت بیگانه رفته بود با دست بسته چهره بپوشیدم، اى حسین! آن شب که شد چراغ شبستان ما سرت پروانه‌وار گرد تو گردیدم، اى حسین! داغ رقیّه، طاقت ما را تمام کرد زین غم‌خداگواست چه‌ها دیدم،اى‌حسین! مشکل‌تر از فراق تو ترک مزار توست اینجا چو هست کعبۀ امّیدم، اى حسین! لطف تو و «مؤیّد» بشْکسته حال ما کاشعار اوست مورد تأییدم، اى حسین! «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» 📚 گلهای اشک @emame3vom