254.9K
. در می زنم کــــه سائل این خانه ام کنی دلبــــــــاخته ام که با همه بیگانه ام کنی عمری بـــه دور شمع وجود تو گشته ام تــــــــــا شعله ای ببخشی و ویرانه کنی خـــــــود را تمام عمر، به دیوانگی زدم تنهــــــــــا به این امید که دیوانه ام کنی قلاده ام به گردن و زنجیر محکمش در دست تُست تا سگ این خانه ام کنی بر گرفته از کتاب: گلچین احمدی مؤلف این کتاب: ذبیح الله احمدی گورجی @navaye_asheghaan