1. پای برهنه.mp3
10.2M
( علیه السلام ) گریز به ( علیه السلام ) پای برهنه و بی عبا توو کوچه ها می برنم توجهی نمی کنن به حال پر پر زدنم با هر نفس که می کِشم داره می لرزه بدنم افتادم روی خاک و هستم من غرق ناله پشت مِرکب هنوزم این واسه من سواله چه کرده تازیونه با دختر سه ساله ای وای از این غریبی .. یه دختره یتیمُ هی غریبونه نمیزنن اگه بهونه بگیره بی بهونه نمیزنن مَرکب که راه نرفت بهش تازیونه نمیزنن سخته دختر ، توو غربت بی بابا میشه تحقیر سخته همراهی با این دختره زمینگیر سخته پهلو شکسته باشی در بند زنجیر ای وای از این غریبی .. کُشته شدی ولی تنت ، توو صحراها رها نبود سرت به روی نیزه‌ها از پیکرت جدا نبود گریز روضه‌های تو به غیر کربلا نبود مگر به کربلا کفن به غیر بوریا نبود مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود مگر کسی که کشته شد تنش برهنه می کنند مگر که پاره پیرهن به پیکرش روا نبود هیچ کس دیگه توو دنیا اینطور غارت نمیشه ذبحی با خنجر کُند اینطور راحت نمیشه هیچ مظلومی با این وضع هتک حرمت نمیشه ای بی کفن حسین جان صد پاره تن حسین جان