تا که یتیمان یاد مادر کم بیفتند جز چادر او،بیشتر را جمع کردی بردی به ایوان و تکاندی چادرش را جا پای آن چندین نفر را جمع کردی وحید محمدی @navaye_asheghaan هر کجا که کوچه ی باریک دیدم گفته ام کاش که شهر مدینه یاغی سرکش نداشت شانه بر گیسوی طفلان پریشان می کشید دست اگر بالا می آمد یا اگر لرزش نداشت مرضیه نعیم امینی @navaye_asheghaan این مرد خیبر مرد خندق بود اما باید برای غسل او زهرا بیاید دستش به پهلو خورد زخم میخ را گفت دیدی نشد تا محسنم دنیا بیاید چشمش سیاهی رفت از بازوی خردش باید بماند تا که حالش جا بیاید حسن لطفی @navaye_asheghaan ای که شد از سیلی تو صورت زهرا کبود پست فطرت تر ز تو در عالم امکان نبود گردنت را مجتبی نشکست در آن کوچه ها چون که زهرا مادرش دستور صبرش داده بود @navaye_asheghaan شاهدِ غربت و تنهایی حیدر بودی دختر و مادر و غمخوارِ پیمبر بودی حامي مکتب و آیین الهی،زهرا جلوه نورِ خدا،سوره کوثر بودی سید حسین رضویان @navaye_asheghaan کبوتری که زمین خورده زیر پا نزنید صنوبری که خمیده ست با عصا نزنید به جای اینکه به داد دل علی برسید لگد به پهلوی زهراش بی هوا نزنید محمد حبیب زاده @navaye_asheghaan برای  غربتت  این بس که بی هوا زدنت به پیش چشم حسن نا نجیب ها زدنت میان کوچه غرور حسن شکسته شده عفیفه بودی و گرگ های بی حیا زدنت حسین گرایی @navaye_asheghaan در خورد به او...به آسمان بویش رفت آتش به سرش رسید و گیسویش رفت من بودم و خواهر و برادرهایم دیدیم که مسمار به پهلویش رفت سید حسین میرعمادی @navaye_asheghaan کاش یک مشت بی حیا، ای دوست آتش غم به حاصلت نزنند کاش یک روز در خیالت هم... مادرت را مقابلت نزنند مجید تال @navaye_asheghaan جای لگد،اصابت سیلی و میخ در آه ای خدا چه بر سر این پیکر آمده میخ سه شعبه بوده مگر یا عمود این یا این که باز حرمله ی دیگر آمده نادر حسینی @navaye_asheghaan