سینه گنجینه ی عشق است و ندایی دارد دل هر اهل دلی میل به جایی دارد.. قبله گاه همه ی فاطمیون است بقیع کعبه هم خاصیت قبله نمایی دارد کیمیا کار بقیع است که از منظر عشق خاک هم در نظرم رنگ طلایی دارد زائری نیست به جز چند کبوتر اما دل ما در طلبش روحِ رهایی دارد فاطمه، خونِ جگر، چادر خاکی، به بقیع از غریبی حسن شور و نوایی دارد می رود کرب و بلا هر شب جمعه اما در مدینه همه شب کرب و بلایی دارد سایه انداخته خورشید به جای گنبد زیر آن قبّه لب عشق دعایی دارد من دعایم فقط این است، ببینم روزی فاطمه با حسنش صحن و سرایی دارد به روی چار مزاری که ضریحش خاک است چار شش گوشه نشیند چه صفایی دارد شک نکن شوکت ایوانِ طلای زهرا.. مثل ایوان نجف حال و هوایی دارد دم باب الکرم صحن و سرای حسنش دست ما حسرت یک لحظه گدایی دارد... سینه ها گرم و نفس تازه و شعر آماده هر دوشنبه حرمش نوحه سرایی دارد فقط از کوچه نگویید که در آن کوچه مادری دلخوشی اش بود عصایی دارد حسنش بی حرم و سخت تر از آن، این که پسرش کرب و بلا رأس جدایی دارد... @nohe_sonnati