#حضرت_ام_البنین_س🏴
هر نفس هر بار در هر بار یا ام بنین
هر تپش تکرار در تکرار یا ام البنین
نذر من شد سفره اش از مادرم آموختم
خوانده ام بسیار در بسیار یا ام البنین
با گره هایی که کور است آمدیم و وا شدن
رو به او گفته ایم تا یکبار یا ام البنین
سینه ام آماج غم ها شد ولی زخمی ندید
تا نوشتم روی این دیوار یا ام البنین
بچه سیدها که بر زهرا توسل میکنند
با رعیت هر که دارد یا ام البنین
کار عباسش که مشکل شد مدد از او گرفت
ناله زد ناله ها سینه ی سردار یا ام البنین
چادرش باب الحوائج خانه اش باب المراد
چاره هر مشکل دشوار یا ام البنین
هر نفس هر بار در هربار یا ام البنین
هر تپش تکرار در تکرار یا ام البنین
یا ام البنین ، ام البنین ، ام البنین ، یا ام البنین
با دل زهراییش دین باوریش را ببین
با امیرالمؤمنین هم سنگریش را ببین
بچه های فاطمه مادر صدایش میزنند
مادری اش را ببین نامادریش را ببین
کار عباس است وقف زینبین خانه اش
دائما میگفت زینب نوکریش را ببین
بی حسینش مینشست و میشکست و میشکست
روضه خوانیش ببین نوحه گریش را ببین
بس که از خاک بقیع روی سر خود ریخته
چادر خاکی سر خاکستریش را ببین
از همه شرمنده اما از ربابش بیشتر
روزها گِرد سکینه می زند بر سینه اش
آه زینب چهره ی نیلوفریش را ببین
زینبش پیشش نشست و مشت خود را بازکرد
گفت مادر ردِّ خون انگشتریش را ببین
┅┅┅┅┄❅🖤❅┄┅┅┅┅┄