خانه های قـدیمی را دوست داشتم چون چایی همیشه دم بود ، روی سماور ، توی قـوری و درب خانـه همیشـه باز..‌. مهمانی ها دلیـل و نمی خـواست. غـذاها ساده و خانگی بود، بویـش نیازی به هود نداشت. عطـرش تا هفت خـانه می رفت، کسی نان‌خشک نداشت. نان بـرکت سفره بود. مهمانِ ناخوانده، آب خورشت را زیاد می کـرد. بـوی شـب بوهـا و خـاک نم خـورده حیاط غـوغا می کرد. خبـری از پرده های ضخیـم و مـجلسی نبـود ، نـور خـورشید سهمی از خانه های قدیم بود! دلخوری‌ها مشاوره نمی خواست. دوستی ها حساب و کتاب نـداشت. هـا اینقـدر معنـا نداشت 📚 انتشار مطالب نکته های ناب با آیدی کانال جایز است @noktehayenabekotah