۳ اسیر در قاب شبکه افق
برنامه «به افق فلسطین» در مدتی که روی آنتن رفته تا تحولات غزه را پوشش دهد، توانسته با یک خلاقیت ویژه، حرف تازهای برای گفتن به مخاطب داشته باشد. حرفهایی که دیگر محدود به پوشش تحولات نمیشد و تحلیل این وقایع در کنار مصاحبه با افراد نزدیک، صحنهها و خبرنگاران را هم شامل میگردید.
بهعنوانمثال بعد از چند روز آتشبس اعلامشده، این برنامه تلاش کرد با برخی اسرای آزادشده فلسطینی گفتوگوی اختصاصی داشته باشد که در نوع خود در یک برنامه زنده، کمسابقه بود. ازجمله این افراد میتوان به بانوی آزاده فلسطینی اشاره کرد که در این گفتوگو گفته بود: تا وقتی صهیونیستها در سرزمین ما هستند مقاومت ادامه دارد. من در سرزمینهای اشغالی دستگیر و به هفت سال حبس محکوم شدم. صهیونیستها مدعی بودند که من قصد حمله به یک شهرکنشین را داشتهام. من یکسالونیم از دوران محکومیتم را گذرانده بودم. ملت فلسطین، همگی مقاوم هستند و این فرهنگ در خون آنها جریان دارد تا وقتی که رژیمصهیونیستی در سرزمینمان حضور دارد. صهیونیستها در زندان به من و سایر زنان فلسطینی هتک حرمت میکردند، مردان هر وقت که میخواستند وارد قسمت زنان میشدند، شکنجهمان میکردند و با پا روی ما راه میرفتند. از جمهوری اسلامی و مردم عراق بهخاطر حمایتهایشان تشکر میکنم، انشاءا... غزه و تمام سرزمینهای اشغالی آزاد خواهند شد.
اما مصاحبه دیگر، با فاطمه بکر ابو شلال، زن فلسطینی دیگری بود که از اسارت رژیمصهیونیستی آزاد شده بود. او در گفتوگوی اختصاصی با شبکه افق گفته بود: بعد از طوفانالاقصی هر روز کتکمان میزدند. چهار ماه بهصورت اداری بازداشت بودم که سه ماه آن را گذرانده بودم، هیچ اتهامی وجود نداشت و بدون دلیل بازداشت شدم. شرایط زندانیان فلسطینی قبل و بعد از جنگ اخیر بسیار متفاوت است و بعد از جنگ، بدتر شد؛ در اولین روز رادیو و تلویزیون را جمع کردند و حتی وسایل پختوپز را هم گرفتند. در طول جنگ، هر روز وارد بندها میشدند، کتکمان میزدند و گاز اشکآور شلیک میشد. ۳۷ زن و بیش از ۸۰ نوجوان در بازداشتگاهی که من بودم حضور داشتند البته تعداد مجموع اسرای فلسطینی به ۷۰۰۰ نفر میرسد. اعضای خانوادهام هنگام آزادی من خوشحال بودند ولی خوشحالی همراه با ناراحتی، چون بهای سنگینی پرداختیم، بهایی به ارزش خون شهدا.
مصاحبه سوم شبکه افق که برنامه به افق فلسطین داشت، با پدری بود که تصویر بهآغوشکشیدن فرزند شهیدش در شبکههای اجتماعی ترند شده بود. او در این مصاحبه گفته بود: خوابیده بودیم که بمباران شروع شد و با صدای انفجار بزرگی از خواب بیدار شدیم، فرزندانم را صدا میزدم ولی چیزی نمیشنیدم؛ در را شکستم و سعی کردم یکی از بچهها را از زیر آوار بیرون بکشم، استخوانهایش شکسته بود... . همسایهها به کمک آمدند تا آوارها را برداریم. یکی از بچهها نیمهجان بود که با تنفس مصنوعی به زندگی برگشت؛ میسا هم با احیای قلبی نجات پیدا کرد و احمد هم به لطف الهی زنده ماند. ما در منطقه امن زندگی میکردیم و یک کیلومتر از وادی غزه فاصله داشتیم ولی ارتش صهیونیستی خانهمان را بدون هشدار بمباران کرد.
همه این مصاحبهها با توجه به تازگی و اطلاعات دقیقی که برای مخاطبان داشت، توانست توجه بسیاری را به خود جلب کند و باید این را برگ برنده برنامه به افق فلسطین دانست.
منبع: جام جم
🆔
@ofogh_tv