🔖 از دیکتاتوری پول (1) | حسین عباسیفر
تمام احکام اسلام بر مبنای نصاب و به صورت کالایی است. حتی به پولهای رایج هم نگاه کالایی دارد. کفارهها کالاست. طعام است. سیر کردن فقیر است. آزاد کردن بنده است. شتر است. گوسفند است. گندم است. خمس و زکات نصاب دارد نه قیمت!
دیات نیز بر مبنای کالاست. اصلا بحث پول در میان نیست. حتی خودِ طلا و نقره هم به مثابه کالا هستند و بر آنها خمس و زکات تعلق میگیرد. به قول آیتالله حائری شیرازی "پول اسلام، مال است". خودِ کالاست. خود تولید است. آن تولید برای چیست؟ برای رفع نیاز است.
در جامعه مهدوی نیز پول کاملا جایگاه خود را از دست میدهد. نه اینکه طلا و نقره از بین برود! اینها که هست. سکهها را که آب نمیکنند و دور نمیریزند. اما وقتی نیازی به آنها نباشد و نیازهای افراد تامین شده باشد، آنها هم میشوند مثل ریگ بیابان. تصور کنید شما به مغازهای رفتهاید و جنسی برداشتهاید و از دخل همان مغازه بهای آن را پرداخت کردهاید! اینجا دیگر پول معنایی دارد؟
روایاتی که در باب جامعه مهدوی وجود دارد از این جنس است. حتی کالا هم به این معنایی که امروز است معنا ندارد. یعنی اساسا ارزشهای مادی محو میشوند و تفاوتی بین یک لقمه نان خشک و یک غذای چرب وجود نخواهد داشت، بلکه اگر ارزشی باشد در همان نان خشک است! علت هم این است که مساله مردم "رفع نیاز" برای رسیدن به "تعالی انسانی" خواهد بود نه کسب پول و کالای بیشتر! اکتفا کردن به رفع نیاز یعنی همان قناعت که حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی میفرمودند: همه فضائل اخلاقی متوقف هستند بر فضیلت قناعت. هر چند در آن زمان، زمین و آسمان برکات خود را بر انسان عرضه میدارند، نعمت فراوان خواهد شد و فقیر و نیازمندی وجود نخواهد داشت. به تعبیر مقام معظم رهبری در عید غدیر سال 84 نیازهای انسان در آن دوره لطیفتر خواهند شد (و فیه آیات لاولی الالباب)
اما انسان امروز کار میکند که پول در بیاورد که با آن غذا بخرد که بتواند کار کند که پول دربیاورد!
حتی انسان امروز کار هم نمیکند! شاغل است! شاغل با کارگر متفاوت است. کارگر برای خودِ کار ارزش قائل است. شغل و هویتش با آن کار پیوند خورده است. اعتقاد و اخلاقش هم همچنین. اما امروز حتی کارگر هم نیستند. اجیرند. مزدورند.
سرمایهداران به او میگویند ما به تو و اعتقاد تو و هویت تو کاری نداریم! هشت ساعت در روز اینجا بایست و این پیچها را محکم کن! اگر بپرسی چرا؟ میگویند تو به چرایش چکار داری؟ پیچت را محکم کن و پولت را بگیر! من از تمامِ وجودِ تو فقط بدنت را میخواهم و از بدنت هم فقط دستت را. از دستت هم آن قسمت مچ به پایین! اگر روزی یک ربات این کار را برای من بهتر از تو انجام دهد به تو میگویم خوش آمدی!
شهید آوینی در کتاب از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی مینویسد:
"آیا ساختار اداری یا نظام تشکیلاتی جامعهی اسلامی نیز باید بر مبنای اصالت پول بنا شود؟ آیا هیچکس نباید جز بهخاطر اضافه حقوق به مأموریت برود؟ خیر. از همان آغاز با ایمان آوردن به «لا اله الا الله» نقش محوری پول نفی میشود و پول به همان جایگاه حقیقی خویش که معادل همگانی بودن است باز میگردد. پول سلطان بیمنازع جهان امروز است و از طریق یک نظام بانکداری پیوسته بر همهی کرهی زمین حکومت میراند، و باز هم باید تکرار کنیم که آنچه به پول قدرتی اینچنین بخشیده مادهگرایی بشر است."
اساسا وقتی این مادهگرایی نفی شود و عالم آنگونه که هست ادراک شود و "انسان بنیان کار و حیات خویش را بر «اعتقاد» خود بنا کند نخستین چیزی که نقش محوری خود را از دست میدهد «پول» است و درست به همین علت، انسان در محدودهی «جبههی اسلام» به پول نیازی ندارد." (همان)
باید قبول کرد که ما (به خصوص اقتصاددانها) ذهنمان درگیر یک چارچوب مادی شده است که به سختی میتوانیم اجزاء این ساختار را از ذهنمان حذف کنیم. مثلا سخت است نظام اقتصادی بدون بانک را تصور کنیم. سخت است نظام اقتصادی بدون پول را تصور کنیم. علتش این است که سخت است سیستم اقتصادی که در ذهن شکل دادهایم را بشکنیم و سیستم دیگری را جایگزین کنیم! سیستم عامل تفکرمان را دیگران با نظام ارزشی دیگری شکل دادهاند و ارزشهای اسلامی را نمیتوانیم در آن وارد کنیم.
سید شهیدان اهل قلم: "در نظامهای اجتماعی این روزگار که تحت سیطرهی «دیکتاتوری اقتصاد» شکل گرفته است، «پول» همواره طرف دوم معادلهای است که به همه چیز معنا و مفهوم و ارزش میبخشد. آنچه را که نتوان با پول سنجید اصلاً در دنیا وجود ندارد."
ادامه:
https://eitaa.com/h_abasifar/2568