نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی (سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در همایش «جایگاه عقل در کلام و فلسفه») قسمت دوم 4⃣روش و فرایند معرفت فلسفی: فیلسوفان روش‌های عقلی در معرفت را به سه گونه قیاس و استقراء و تمثیل تقسیم می کنند و تاکید می کنند که تنها روشی که در فلسفه متافیزیک به کار می آید، همان قیاس است و آن دو دیگر، به یقین و معرفت مطلوب نمی رسد. آنها سپس با تقسیم مواد قیاس به پنج گونه خاص ( برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه) تنها راه صحیح را برهان می دانند. فلاسفه برهان را یقین‌آور(خواهیم که منظور معنای خاصی از یقین منظور است) و دیگر صناعات را غیر یقینی می دانند و‌ برای یقین شش مقدمه بدیهی برمی‌شمرند که دیگر گزاره‌های فلسفی به این شش‌تا باز می گردد: اولیات، مشاهدات، تجربیات، متواترات، فطریات و حدسیات. 🔅نقدها: ۱. برخی از این مقدمات، بدیهی نیستند، بلکه چنان که خود تصریح کرده اند، در پشت خود، قیاسات مخفی دارند و از این رو اینها را نباید از مبادی اولیه برهان دانست بلکه خود نظری هستند و نیازمند اثبات. تجربیات، فطریات و متواترات از این دست می باشند و حدسیات را هم بنابر تقریر مشهور باید از همین دست به حساب آورد. پس تنها اولیات و حسیات از مبادی اولیه می باشند و بقیه به اینها باز می گردند. ۲. به جز اولیات و مبادی دیگر که به اولیات بر‌می گردد، بقیه گزاره‌ها یا اصلا یقینی نیستند و یا اگر هم یقینی بشوند، یقین مورد نظر فیلسوفان نیستند و عملا در دستگاه فلسفی به کار نمی آیند ۳. گزاره‌های اولی که گفته می شود که تصور موضوع و‌محمول برای تصدیق آنها کفایت می کند، غالبا یا قضایای همانگوی( tautological) و یا قضایای تحلیلی(analytic) هستند و این گزاره‌ها هیچ گزارشی از جهان واقع نمی‌دهند. اما گزاره‌های اولی که ترکیبی(synthetic) هستند، چنان محدود و اندک‌شمارند که به هیچ روی با آنها نمی‌توان به یک معرفت متافیزیکی مناسب دست یافت. ۴. با بررسی استدلال‌های فیلسوفان در طول تاریخ معلوم ‌می شود که آنها خود به این منطق برهانی التزام نداشته و از مبادی غیر یقینیِ فراوانی در ادله خود استفاده کرده‌اند که خود تایید می کند که منطق برهان به معنای معهود، در فلسفه چندان مصداقی ندارد. 5⃣ حاصل معرفت فلسفی: فیلسوفان به صراحت ادعا می کنند که برهان، ما را به «یقین به معنای اخص» می رساند و در تعریف آن می گویند که برخلاف یقین عام که همان اعتقاد جازم است، در یقین خاص، علاوه بر اعتقاد جازم، «محال بودن نقض گزاره» هم وجود دارد. به عبارت دیگر، اگر در یقین عام «لایحتمل نقیضه» مطرح است، در یقین خاص «لایمکن نقیضه» وجود دارد. 🔅نقدها: ۱.چنان که گذشت، هیچ یک از مبادی برهان به جز اولیات، از ویژگی یقین خاص برخوردار نیستند و‌ از این رو، فیلسوف مسلمان باید همه مدعیات فلسفی خود را با اولیات (گزاره‌های ترکیبی پیشین) به سرانجام برساند که آن هم ناممکن است ۲.حقائق جهان از تنوع فراوان برخوردار است و بخش بزرگی از واقعیت هستی، پدیده‌هائی است که از طریق احساس، تجربه، استقراء، تاریخ و وحی به ما می رسد و تفسیر هستی بدون در نظر گرفتن این حقائق، نارسا و ناراست است. گزاره‌های اولی غالبا به حقائق عام و انتزاعی باز‌می گردد و به تنهائی کاروان فلسفه را به مقصد نمی رساند. 6⃣ نتیجه: دستگاه معرفت شناسی فلسفه، با هدف‌گیری برای دستیابی به یقین خاص، عملا نه تنها معرفت فلسفی را از روش‌ها و مبادی گوناگون معرفت انسانی و الهی محروم‌می کند، بلکه قلمرو ‌فلسفه را به حوزه‌ها و موضوعات خاص کلی و انتزاعی محدود می کند و در عمل هم نمی تواند به وعده خود برای التزام به یقین خاص وفا کند. | پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام http://phil.theo.isca.ac.ir/ کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام https://eitaa.com/philtheo