با ابراهیم در زورخانه حاج حسن ورزش می کردیم. بیشتر مواقع ابراهیم وسط گود مشغول شنا میشد. بارها دیده بودم که در حین شنا کردن این شعر حافظ را می خواند و از شعر برداشت خاصی انجام میداد. او به همان سبک غزل خوانی می‌گفت: مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید که زانفاس خوشش بوی کسی می‌آید. بعد حضرت فاطمه سلام الله علیها را خطاب می کرد و می گفت: یا فاطمه ... یا فاطمه از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده‌ام فالی و فریاد رسی می‌آید... بعد هم از امام زمان می خواند و زار زار گریه می کرد. ✅روایت برادر ایرج کریمی. مطلبی منتشر نشده از شهید ابراهیم هادی 📚همراه باشید با ما در تنها کانال رسمی گروه و انتشارات شهید هادی در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63