دوم: ما به خوبی می‌دانیم افرادی که در ادواری از زندگی خود در چشم و بر چشم بسیاری از مردم بوده‌اند، با اتمام دوران کاری، به حاشیه رانده شده و درنتیجه دچار انواع و اقسام مشکلات روحی و عقده‌های شخصیتی و روانی می‌شوند. از این رو بخش عظیمی از رفتارهای برخی افراد سرشناس، برای بازگشت به نقطه کانونی توجهات است و مسیر این بازگشت را هم سخن گفتن خلاف فهم و میل عامه هموار می‌کند. از طرفی این قبیل حرف‌ها و حرکت‌ها، نوعی حس خاص‌بودگی را هم ارضاء کرده و توهم ویژه بودن این جماعت را هم استمرار می‌بخشد. 💠 همه‌ی اینها را هم گفتم تا بگویم ما این موضوعات را می‌فهمیم و در مواردی آنها را شایسته ترحم هم می‌دانیم. اما اگر مردم این نوع سخنان را توهین به مقدسات تلقی کنند که می‌کنند، مسئولیت این میزان از نفرت‌پراکنی را چه کسی برعهده می‌گیرد؟ اگر صبر مردم نجیب و مسلمان تمام شود، آن وقت ما هم دیگر نمی‌توانیم با پاسخ‌های منطقی و علمی دادن (مثل الان)، برای برهم نخوردن آرامش تلاش کنیم. هرچند امثال فرهاد ظریف با فوت کردن به نور خدا، فکر می‌کنند قدمی در راه خاموشی آن برداشته‌اند، اما این در واقع دمیدن بر آتش خشم مردم مسلمان است که اگر گُر بگیرد ریش و ریشه‌ی نداشته‌ی ظریف‌ها را می‌سوزاند و دود این حوادث هم به چشم خود همین افراد می‌رود. 🔺 آق‌فرهاد!! زمستان حوادث که برود، روسیاهی برای ذغال می‌ماند. از ما گفتن بود.. 🏫 مدرسه تاریخ‌اندیشی قصص 🆔 @qasas_school